یافتن پست: #کش

ronak
ronak
تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند !
چشم ها را بستند و چه با دل کردند...
وای سهراب کجایی آخر؟... زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !
تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند, همه جا سایه ی دیوار زدن !
وای سهراب دلم را کشتند...
.
.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:20
+4
Saman Mlh
Saman Mlh
آخــــــــــــه نوکرتم ...

زکریا جــــــــون ، عزیزم تو که زحمت کشیدی ...

شبا بی خوابی کشیدی ، الکل ساختی ...

2 شب بیشتر روش کار می کردی مزشم شیرین می کردی خوب !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 11:35
+5
ramin
ramin
مامانه به بچه هه میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی! بچه هه میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 01:04
+8
sasan pool
sasan pool
برای دیدنت ،


گشتم همه گل فروشی های شهر را ،


گل ها همه رنگ باخته ...


یک دسته بوسه آورده ام !
.......................................
مرد

اگر

بودم،

نبودنت را غروب‌هایِ زمستان

در قهوه‌خانه‌هایِ دوری

سیگار می‌کشیدم

نبودنت

دود می‌شد

و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه

بعد تکیه می‌دادم

به صندلی

چشم‌هایم را می‌بستم

و انگشتانم را دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم

تا بیشتر از یادم بروی

نامرد اگر بودم

نبودنت را

تا حالا باید

فراموش کرده باشم



مرد نیستم اما

نامرد هم نیستم

عاشقم

و نبودنت

پیرهنم شده است
........................................
مرد

اگر

بودم،

نبودنت را غروب‌هایِ زمستان

در قهوه‌خانه‌هایِ دوری

سیگار می‌کشیدم

نبودنت

دود می‌شد

و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه

بعد تکیه می‌دادم

به صندلی

چشم‌هایم را می‌بستم

و انگشتانم را دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم

تا بیشتر از یادم بروی

نامرد اگر بودم

نبودنت را

تا حالا باید

فراموش کرده باشم



مرد نیستم اما

نامرد هم نیستم

عاشقم

و نبودنت

پیرهنم شده است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:34
+3
sasan pool
sasan pool
رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است

رسیدن آداب دارد.

وقتی رسیدی باید بمانی،

باید بسازی

باید مدام یادت باشد که چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی

... که آرزویت بوده برسی .

وقتی رسیدی باید حواست باشد

تمام نشوی....
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:17
+3
ali rad
ali rad
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی می خواست آب شور دریا را با آبنبات

کوچکش شیرین کند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:05
+2
maryam
maryam
حکایت من ،حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ؛ دلباخته سفر بود ، اما همسفر نداشت ؛ حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ؛ زخم داشت ، ولی ناله ای نکرد ؛ نفس میکشید اما همنفس نداشت. خندید ، غمش را کسی نفهمید.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 21:50
+2
amir reza
amir reza
سلام به همه دوستان
بچه ها اینجا کسی هست که رشتش زیست باشه؟{-35-}
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 18:53
+4
armin
armin
التماسم مال ديروز بود
مال وقتي که نادان بودم

امــــروز
مي خواهي با او بروي؟؟؟؟
.
.
.
.
خیالی نیست , برو...

قرار نیست که همیشه من خوش باشم
پارسال من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم
امسال دیگری خوش است برای با تو بودن
و سالِ بعد یکی دیگر
از تلاش دست نکش که چشم ملتی به توست!

تو رو مثله تفی انداختمت رو زمین هر کس
لیست زد نوش


به سلامتیه اونایی که جای اعتقاد به بهشت و جهنم و اون دنیا , به یه کم انسانیت توی این دنیا معتقد هستند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 17:19
+7
میثم خضری
میثم خضری
رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 17:14
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ