یافتن پست: #کش

☺SAEED☻
☺SAEED☻
از دیشب رقابتهای انتخاباتی در لرستان آغاز شده و تا کنون ده کشته و چهل زخمی برجای گذاشته است از تعداد مفقودان اطلاعی در دست نیست لازم به ذکر است قیمت آجر پنجاه برابر شده است
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 16:21
+5
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
حظه لحظه ، دم به دم ، ساعت به ساعت خواهمت ، گر خوشم یا ناخوشم ، در هر دو حالت خواهمت ،گر زبانم را به جرم خواستنت بیرون کشند ، در آن زمان ای یار ، من با اشاره خواهمت . . .
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:35
+5
ronak
ronak
زیـــــن پس تنها ادامه میدهم...
در زیر بـاران حتی
به درخواست چتر هــم جواب رد میدهم
می خواهم تنهاییــــ ـم را به رخـــــ این هوای دو نفره بکشـم...!
...باران نبــــــــــار من نه چتر دارم نه یار...
نبار لعنتـــــــــی "من" دیگــر "مــــــــــا" نیستم........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:04
+3
ronak
ronak
و هیــــــــــچ کس نفهمیـــد ، . . .
برف ، . . .
خودکشی دسته جمعیـــــــــ ابـــرهاستــــــــــــ ، . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:40
+4
ronak
ronak
بغض قد میکشد
بغض بزرگ می شود
بغض مَرد می شود
ومن با درختی درگلو می میرم...
به همین سادگی..........
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:14
+3
-1
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
کشاورزي الاغ پيري داشت که يک روز
اتفاقي به درون يک چاه بدون آب افتاد.
کشاورز هر چه سعي کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد.
براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد،
کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بميرد و زياد زجر نکشد.
مردم با سطل روي سر الاغ هر بار خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش را مي تکاند وزير پايش ميريخت و وقتي خاک زير پايش بالا مي آمد سعي مي کرد روي خاک ها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.

**نکته:*
*مشکلات، مانند تلي از خاک بر سر ما مي ريزند و ما همواره دو انتخاب داريم:*
*اول: اينکه اجازه بدهيم مشکلات ما را زنده به گور کنند.*
*دوم: اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود.*
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:38
+3
ashkan
ashkan
لره گوشش درد میکرد رفت کشیدش
[!] بهش گفت الحق که لری میرفتی پرش میکردی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 22:31
+2
ashkan
ashkan
یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه ای بدبختا حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 22:17
+4
ashkan
ashkan
هر کاری می کردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمی گذاشته

فقط هی داد میزده من کاری نکردم بابا ، فقط سیفونو کشیدم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 22:11
+5
حمید
حمید
احتمالا شما هم اتومبیل هایی که صاحبش دستی به سر و روی آن نکشیده و بسیار کثیف و گرد و خاکی است را دیده اید و با واژه “لطفا مرا بشویید” نوشته شده بر روی آن آشنا هستید. اما آیا می دانستید همین اتومبیل شسته نشده و کثیف می تواند تابلویی برای خلق یک اثر هنری زیبا باشد؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 21:21
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ