یافتن پست: #کش

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گاهي عشق در بلنداي اسمان گره ميخورد و چنان اوج ميگيرد که گاه با عشق هاي زميني به رقابت بر ميخيزد به ماجراي جذاب و شنيدني فيليس و ديويد که براي گذراندن تعطيلات مسافرت ميرفتند توجه فرماييد انان پس از اين که در هواپيما نشستند ديويد از جا برخاست و با مهمان دار هواپيما در باره ي دختر مورد علاقه خود به طور پنهاني به گفتگو پرداخت و نقشه خواستگاري خود را از فليس که او در هوا پيما بود در ميان گذاشت طولي نکشيد که خلبان هوا پيما با بلند گو اعلام کرد خانم ها و اقايان به هواپيما خوش امديد ما در ارتفاع 32 هزار پايي هستيم در ضمن لازم است بدانيد اقاي صندلي الف 24 علاقه مند است با خانم ب 24 ازدواج کند تمام مسافران هواپيما دست زدند مهماندار به انان تبريک گفت بدين ترتيب فليس با دريافت حلقه نامزدي از ديويد رسما در فراز اسمان با يکديگر نامزد شدند تا زندگي اسماني خود را اغاز کنند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:10
ebrahim
ebrahim
امام يکي از اصحاب را در حال غذا خوردن ديدند. امام فرمودند: گرسنه‌اي؟ عرض کرد بلي! امام فرمودند: داريد غذا ميخوريد؟ عرض کرد بلي! ... امام فرمودند: پس از آنکه غذايتان را خورديد سير ميشويد؟ عرض کرد بلي! پس امام شمشير برکشيد و او را به دو نيم کرد و گفت براستي از ما نيست کسي که سه بار فرصت پَ نَ پَ را از کف بدهد!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 12:32
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اگه اهنگ سلن دیون گوش کنی ، برای تاینتانیکش چه حسی بهتون دوست می ده ؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:16
mahdi
mahdi
تو اتاقم عکس یه شیر چسپوندم که آهو تو دهنشه،دختر خاله م حرفی واسه گفتن نداره میگه: حساااام؛خود شیره کشته تش؟گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ موتوریه زده فرار کرده،گردن آهو اوخ شده،شیره داره میبوسه جاش خوب شه! {-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:06
+2
رضا
رضا
روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. *** روزی که کم ترین سرود بوسه است و هر انسان برایِ هر انسان برادری ست. روزی که دیگر درهایِ خانه شان را نمی بندند قفل افسانه یی ست و قلب برای زنده گی بس است. روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی. روزی که آهنگِ هر حرف، زنده گی ست تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست و جویِ قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه یی ست تا کم ترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برایِ همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایٍ مان دانه بریزیم... *** و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 20:32
+1
ebrahim
ebrahim
خداییش این چند تا لایک داره؟ تو پیج Pitbull ایرانیا کامنت گذاشتن : رضا: چطوری کچل جان؟؟؟ :دي منصور : کچل کچل کلاچه روغن کله پاچه ... المیرا : مرتیکه کچل خجالت بکش فقط کممونده با حدادیان فیت بدی علی : کچل [!]!!! ... صدف : آقای مو قشنگ از آرمان های امام راحل فاصله نگیر شیطون ;) ثریا : hi mrs bull...khobi??? ...khastam bedonam album jadid ke miad biron? and toore torento emsall beraahe? tankyou سجاد : فروش ویژه [!]...دوماهه 10000 تومان...سه ماهه 15000 تومان کوروش‌ : سجاد جان خیلی گرون میدی!!! مگه نو عش چیه؟؟؟ صنوبر : با اجازه ادمین پیج پیت بال...بچه ها لطفا به پیج ما هم سر بزنید...{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 13:27
mina_z
mina_z
میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟ پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق {-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 09:55
+6
-2
shahin ES
shahin ES
اینقدر واسه وصل شدن به اینترنت از سرور این کشور به اون کشور رفتم که الان فکر می کنم تجربیات سفرم از مارکوپولو بیشتره{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/13 - 23:17
+2
behnam
behnam
اینترنت که ملی بشه میرم یه پیکان جوانان آبی نفتی مدل سال 53 میگیرم. ( از این قالپاق طلایی ها ) هر مسافری رو که سوار کردم ، بهش میگم که ما یه زمانی میرفتیم گوگل ، سرچ میکردیم. و سعی میکنم به قیافه هاج و واجش نگاه نکنم. بهش میگفتم که گوگل یه دهاتی بود اونور ابرقو. یه رودخونه داشت که میگفتن کفش طلائه. ما جویندگان طلا بودیم. میرفتیم گوگلرود ، کفشو سرچ میکردیم. یه آه میکشیدم میگفتم اما نامردا یه سد زدن... اونور گوگلاباد. بین گوگلاباد اولیا و سفلا دعوا شد. با بیل افتادن به جون همدیگه.آب رو روی سفلا بستن. چند وقت بعد طاعون افتاد توی اولیامحله. همشون مردن. سفلایی ها همشون تلف شدن از تشنگی. ما آخرین کسانی بودیم که توی گوگل سرچ میکردم. + آقا من همین بغل پیاده میشم. - موفق باشی پسرم. میشه 3هزار و پونصد تومن.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/13 - 16:18
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ