یافتن پست: #کش

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمم داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه یهو عمه صاف نشست گفت دِ نـَـه دِ تازه الان بهم ریختس!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:27
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بعد از افطاری ،همین یکشنبه شب رفته بودم منزل مشتی رجب در حدود هشت یا نه هفته بود همسرش از دار دنیا رفته بود تسلیت گفتم که غمخواری کنم این مصیبت دیده را یاری کنم رفت و ظرفی میوه آورد آن عزیز
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:27
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
وزی یک سیاستمدار معروف، درست هنگامی که از محل کارش خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.

روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و یک فرشته از او استقبال کرد.

فرشته گفت:

«خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه.

چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم.

به هر حال شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست»
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:06
+2
محمد
محمد
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:05 توسط Mobile
+2
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
خوشا بحال مسافرکش‌ها که با خیال راحت فریاد میزنند آزادی آزادی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:02
+1
ebrahim
ebrahim
رفتیم سفره خونه میگم قلیون چی میکشی میگه مگه قلیونم میکشی پـَـــ نــه پـَـــ این همه راه اومدیم تا اینجا واسه سرشماری افراد قلیونی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:09
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند. وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:01
+2
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
ما برای آنکه ایران خانه دزدان شود / اختلاسها کرده ایم ما برای آنکه ایران کشوری ویران شود / رنج دوران کرده ایم ما برای بوسیدن دست روس و چین / چه سفرها کرده ایم ما برای یک وعده ساندیس و کیک / چه تقلبها کرده ایم ما برای نوشیدن خون عزیزان شما / چه جنایتها کرده ایم ما برای جاودان ماندن این ظلم و جور / خون به دلها کرده ایم (شورای هماهنگی ستاد کش دادن به اختلاس و ستاد به چالش کشیدن حماسه بصیرت) {-2-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 23:38
+7
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
یه شیرازی خودکشی میکنه.اون دنیا ازش می پرسن چرا خودکشی کردی میگه: " آمو کی حال داشت نفس بکشه " {-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 23:36
+3
mitra
mitra
نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد! لطفا همه به این چیستان جواب بدم ببینیم کی جواب میده؟؟{-35-}{-35-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 23:19
+4
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ