یافتن پست: #کم

`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
@arash-tavanaei
براي ماندت تمام زندگانيم رانذركرده ام

براي ماندنت تمام آرزوهايم رانذر كرده ام

براي ديدار دوباره ات چشمانم رانذر كرده ام

دنياي من نميدانستي كه بي تو بودن ويرانه ام

برگرد تا ادا كنم تمام نذرهايم را

برگرد تاجهاني رااذين بندي كنم

باتمام عاشقانه هايم اشكهايم

برگرد تا نذري ديگر در دلم نماند

برگرد اي حسرت هميشگي ام
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/24 - 10:27
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 19:02
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من به خاک و خاکــستــر خود می رسم سحری
این شـب یــلــدا بگذرد رسد به شیرین سحری
در ایــن ره کـه قـدم نهادم من به خیره سری
به امید ایـــنــکـه روزی از یار رسد به خبری
الهی تو عطا کرده ای به بشر همین کم هنری
می فشارم دستی را که منقش کرد چه زیبا اثری
تو سائل و مسکین و درمــانده حالا را سروری
من غلام و تو پـــادشــه ملکی از سیم و زری
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:59
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
از روز دستبرد به باغ و بهار تو
دارم غنیمت از تو گلی یادگار تو
تقویم را معطل پاییز کرده است
در من مرور باغ همیشه بهار تو
از باغ رد شدی که کشد سر مه تا ابد
بر چشم های میشی نرگس غبار تو
فرهاد کو که کوه به شیرین رهات کند
از یک نگاه کردن شوریده وار تو
کم کم به سنگ سرد سیه می شود بدل
خورشید هم نچرخد اگر در مدار تو
چشمی به تخت و پخت ندارم . مرا بس است
یک صندلی برای نشستن کنار تو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:37
+5
saman
saman
در CARLO



مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنندبر اثر کمبود حوصله طلاق می دن



ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند ! 

دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:46
+7
saman
saman
در CARLO
تا حالا کفشاتو نگاه کردی ؟؟

دو تا عاشق

دوهمراه که بی هم می میرن

با هم خاکی میشن

بدونه هم زیره بارون نمیرن

کاش آدما هم یه کم از کفشاشون یاد بگیرن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:34
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/04/24 - 03:00]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:59
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani



در این خانه ی متروکه ی ویران را کسی دیگر نمی کوبد

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع می سوزم

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

و من گریان و نالانم

و من تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم

درون سینه پر جوش خویش ، اما

کسی حال من تنها نمی پرسد

و من چون تک درخت زرد پاییزم

که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند




دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:24
+2
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 15:27
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
رفتي نامرد؟؟؟ از زندگيم رفتي اما ازقلبم و روياهام كه نرفتي... چن روزيه كه حتي توخوابمم ديگه نمياي...نميگي من اينجا ازبي توبودن ميميرم؟؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 12:49
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ