یافتن پست: #کم

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هر چیزی موقعی گرامی میشود که کمیاب شود مگر دانش که زمانی بهایش بالا گیرد که بسیار شود : مولا علی ع

دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 17:10
+4
saman
saman
در CARLO
پست 500 بود خواستم یه اعتراف واقعی بکنم:

اعتراف می کنم بزرگترین لذت دوران بچگی من این بود که

روزهای بارونی تو راه مدرسه با او چکمه طوسی پلاستیکی که تا زیر زانوم بود
مثل خل ها از جاهایی رد می شدم که آب جمع شده
و وقتی قابلیت چکمه هام رو می دیدم که تا عمق زیاد هم پام خیس نمیشه
کلی کیف می کردم ! :)
حس ماشین شاسی بلند بهم دست می داد …
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/25 - 16:00]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 15:59
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی....
بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی.....
بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی...
بزن به سلامتی آرزوهایی که نتونستی لمسشون کنی.....
بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری....
بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی....
بزن به سلامتی دوست و آدمهایی که از پشت خنجر زدن...
هنوز مست نشدم نگاه می کنم به انتهای شیشه و آخرین پیکم
ولی هنوز حرف دارم..
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 14:55
+8
saman
saman
در CARLO
شوخی پسرا
ﺍﻭﻟﯽ :من ترمز ماشینشو میبرم یه کم دورِ هم بخندیم
ﺩﻭﻣﯽ: ﺣَـﻠــــﻪ ﺩﺍﺩﺍ :D

ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ:
ﺍﻭﻟﯽ: ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺩﺷﻮ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻪ
ﺩﻭﻣﯽ : ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ
عجب هیجــــــــانی
ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾـــﺰززﻡ :|
7 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 14:44
+8
saman
saman
در CARLO
یکی از معضلات بچگیم این بود که
چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتون
که اشکاشون به دو طرف پرت میشد گریه کنم !
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 13:50
+8
saman
saman
در CARLO
یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ. ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ!
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ ! :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 12:43
+8
saman
saman
در CARLO
یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم
و وختی میرم خونه عربده بکشم عیاااااال !
بعد زنم خودش بره کمربندو بیاره بگه:
آقامون بگیر بزن سیاهو کبودم کن ، تو نزنی کی بزنه ؟؟
بعد منم بگم پاشو ضعیفههه شووووما تاج سره مایییی … :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 12:05
+7
sara
sara
حاج اقا در راه بازگشت از حج بود که
در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم میکند
نزدیک رفت و پرسید :
چرا غذایت را به این حیوان نجس میدهی ?
کودک سگ را بوسید و گفت :
از نظر من هیچ حیوانی نجس نیست
این سگ نه خانه دارد نه غذا دارد هیچ کس را ندارد اگر من کمکش نکنم میمیرد

حاج اقا گفت :
سگ بی خانمان در همه جا وجود دارد ایا تو میتوانی همه انها را از مرگ نجات دهی؟
ایا تو میتوانی جهان را تغییر دهی؟

پسر نگاهی به سگ کرد و گفت :
کاری که من برای این سگ میکنم تمام جهانش را تغییر میدهد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 11:25
+4
sara
sara
خیلی مواظب باش اگه با شنیدن صداش دلت لرزید... اگه با بدی هاش فرار نكردی و موندی... دیگه تمومه...!

اون شده همه ی دنیات..
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 11:21
+4
saman
saman
در CARLO
چیز چیست ؟
کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛
زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛
به مثال های زیر توجه کنید :
چیز اینو کجا گذاشتی ؟
خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه …
برو پیش فلانی چیز کن !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 09:42
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ