رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
مادر ای زیباترین تصویر چشم انداز عشـق
مادر ای آرامــش رویایی پـرواز عشـق
ای که چشم هستی از روی تو روشن میشود
آفرینش با تو معنا می شود ای راز عشـق
با تو و آن چشمـــهای نازنینت مـــادرم
میشود یک عمراحساسم غزل پرداز عشق
دستهایم را بگیــــر و راهیم کن تا خـدا
با تو ایمانم تمـامست ای مرا اعجاز عشق
در کنارم باش تا پیـــدا کنم راهـی پس از
کوچه های بی کسی در کوچۀ دلباز عشق
لحظه ای بنشیـن ، کمی از آرزوهایـت بگو
تا بشوراند دلم را نغمــــــۀ آواز عشق
من هنوزم عاشق آغوشتم ، یادش بخیـــر
کودکیها و ، شب و ، لالایی و ، آغاز عشق
ای عشق جوانه کن بهار استهر شاخ کهن جوانه دار استشد غرق شکوفه سیب و دل نیزحوای همیشه بیقرار استسر سبزی نیم لحظه منسبزینه هفت سبزه زار استای عشق شکفتنم بیاموزدل غنچه باغ انتظار استبیهوده مگوی کیست معشوقاو چشم و چراغ روزگار استشهر تن و شهر جان ما را بسپار به او که شهریار استتا دیده بر او فتاد کاین کیستدل گفت که یار یار یار استای عشق بدین مجال کوتاهزین بیش مرا چه اعتبار استبرخیز و کمند خود رها کندریاب که آخرین شکار استای عشق بسوز هستیم رابا یک نگهش که شعله وار استخاکستر من به راه او ریزبر گوی که بر منش گذار استبر گو که به دولت قدمهاتاز منت هر چه هست وارست
اااااااااااااههههههههههههههه
1392/04/26 - 19:05
1392/04/26 - 19:06