یافتن پست: #کم

saman
saman
در CARLO
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت: ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد.
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمی‌کشی؟

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و واکنشی نشان دهد، همان طور مودبانه و متین ادامه داد.
خیلی عذر می‌خوام، فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 10:34
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/17 - 14:24]
8 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 23:17
+27
-1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/17 - 14:25]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 23:13
+19
-2
parisa
parisa
ﺁﻗـــﺎ ﭘﺴــﺮ ﻋــﺰﯾــﺰﯼ ﮐــﻪ ﺩﺭﻭﻏـﮑــﯽ
ﺑــﻪ
ﺩﻭﺱ ﺩﺧـﺘــﺮﺕ ﻣـﯿـﮕـــﯽ :
" ﻋـــﺰﯾــﺰﻡ ﻣــﻦ ﺗــﺎ ﺁﺧـــﺮﺵ
ﺑــﺎﻫـــﺎﺗــﻢ ..."
ﻣـــﺮﺩ ﺑــﺎﺷﻮ ﺑﮕــﻮ ﺁﺧــﺮﺵ ﻣـــﻮﻗﻊ
ﺑﺴﺘﻦ
ﮐﻤـﺮﺑﻨـﺪﺗــﻪ
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 22:40
+7
behzad
behzad
كجا باید رفت؟.....
ز كه باید پرسید؟!!!
واژه عشق و پرستیدن چیست؟
جان اگر هست چرا در من نیست؟
من كه خود می دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط یك رویاست....
اه ای راه سكوت...
اه ای ظلمت شب....
من همان گمشده ی این خاکم
به خدا عاشق قلبی پاكم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 18:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز مراسم عزاریه روی پیجم ....
کسی نمرده
دلمم نشکسته
بی دلیل بی دلیل
فقط پارچه سیاه زدم کرکره لبامو بستم تا بگم دلم یکم گرفته نمیدونم چرا!!!

.
ولی تشریف بیارین خوشحال میشم شامم میدیم اگه نظر بزارین
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 18:03
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
هر چه کمتر شود فروغ حیات
رنج را جان گداز تر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید
سایه ها را درازتر بینی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 12:06
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
* روابط مانند پرندگان هستند،
اگر آنها را خیلی محکم نگهدارید، می میرند.
اگر خیلی سست نگهدارید، می پرند.
اما اگر آنها را با مراقبت و دقت نگهدارید،
برای همیشه کنارتان خواهند ماند.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 11:57
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید: «می گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»خداوند پاسخ داد: « از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد کرد.» اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه :«اما اینجا در بهشت، من هیچ کار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.»خداوند لبخند زد «فرشته تو برایت آواز می خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»کودک ادامه داد: «من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»خداوند او را نوازش کرد و گفت: «فرشته تو، زیباترین و شیرین ‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.»کودک با ناراحتی گفت: «وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 00:11
+5
saman
saman
در CARLO
یه کلاغ تو آسمون تخم میزاره ولی تخمش نمی افته پایین اگه گفتی چرا ؟

عوض اینکه مثل گاو همینجوری بری پایین یکم فکر کن

خوب اسکول شورت پاش بوده
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 11:54
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ