♥ نگار ♥
"می دانی فکر "هزارتو"اول از کجا آمد؟از بین النهرین باستان.
روده های حیوانات را بیرون میکشیدند...گمان میکنم گاهی هم مال آدمها را!
و از شکل آن برای پیش بینی آینده استفاده می کردند. بنابراین الگوی نخستین هزارتو در یک کلمه "شکم"است.که یعنی قوانین هزارتو درون توست و با هزارتوی بیرون ارتباط دارد.آنچه بیرون از توست منعکس کننده ی چیزهای درون توست و آنچه درون توست منعکس کننده ی چیزهای بیرونی ست.بنابراین وقتی به هزارتوی بیرون از خودت قدم میگذاری همزمان به هزارتوی درون هم قدم گذاشته ای"
*هاروکی موراکامی"
saman
دلت میگه که اینجایی,ولی چشمات میگن میری
میگن میری ولی با اون,تو داری اوج میگیری
تو تعبیر یه رویایی,که بی شک از دلم دوره
بذار اشکات بارون شه,بذار کمتر شه دلشوره
.
.
.
parisa
بگـــــــذار کمـــــــی ... تمـــــــام زندگـــــــی ات باشـــــــم !!!