یافتن پست: #کم

مهسا
مهسا
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من،

چه جنونی،چه نیازی،چه غمی است؟

یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز، چه عذاب و ستمی است؟

دردم این نیست،ولی

دردم این است که من بی تو دگر

از جهان دورم و بی خویشتنم

پوپکم،آهوکم!

تا جنون فاصله ای نیست ازین جا که منم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:56
+6
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
بچه ها یه مشکلی واسم یکی پیش اومده. هر کی می تونه کمکم کنه. رمز ایمیلو میشه عوض کرد؟ چه جوری؟
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:54
+5
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
هرگزنگران اینکه قلب مردی را شکسته ای نباش ، در بدترین حالت فقط کمی رگ به رگ شده است و یک روز بعد مثل ساعت کار میکند.
"دوست دختر دکترشریعتی"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:34
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
{-1-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:19
+6
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟ پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند
مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست
و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:15
+7
مهسا
مهسا
راستی… خدایا،

دختر بچه ی کودکیم کجاست؟! چه بر سر او آمد؟

هنوز هم با آن لبخند زیبا و چشم های پاک و بی ریاست،

وقتی دکمه های پیراهنم را می بست؟ یا او هم بزرگ شده…؟!

شاید یکی مثل همین عروسک ها…

چشم های هوس انگیز ریمل کشیده و لب های شهوانی رژ زده! آخر کجایش زیباست؟!

چقدر دلم می خواهد به دختر بچه ی کودکیم می گفتم که:
“آن وقت ها، چشم ها و لبخند های کودکی اش چقدر زیباتر بود!”
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:01
+7
mitra
mitra
بعضی ها گریه نمی کنند !
اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت
گوشه ی چشمشان به کمین نشسته . . .!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:57
+7
مهسا
مهسا
در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای...
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...
من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،
آسمان حرفی زد...
و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت...
چه سرابی دارم
که امیدم به نگاهت...
سالها یخ زده است...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:33
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
شیخ و مریدان در بیابان ،عربی را سوار بر شتر بدیدند ، شیخ جهت اسکل نمودن وی
از او پرسید: آیا این شتر است؟

مرد عرب کمی سرخ و کبود شد و در جا در گذشت!

جمله همه مریدان واله و حیران گشتندی و از شیخ علت را جویا شدندی.

شیخ فرمود: همانا جهت تلفظ " پ نه پ" بر خود فشار آورد و هلاک شد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:09
+4
ronak
ronak
شبها به پهلو می خوابم و پاهایم را در شکمم جمع می کنم
جنین گونه تا شاید فردای آن شب در آغوش تو متولد شود
ولی افسوس که سالهاست
من جنین گونه می خوابم
و از میلادی خبری نیست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:18
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ