یافتن پست: #گریه

nanaz
nanaz

خدایا حواست هست؟
صدای هق هق گریه هام از همون گلویی بیرون میاد که تو از رگش بهم نزدیک تری


دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 15:49
+6
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 01:48
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 21:46
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
می دونست دلم اسیره ولی رفت
می دونست گریه ام می گیره ولی رفت
می دونست تنهایی سخته ، می دونست
می تونست باهام بمونه ، نتونست
می دونست دلم شکسته ولی رفت
غم اون تو دل نشسته ولی رفت
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 20:56
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
بچه که بودم باورم نمیشد دو سوم بدن ما رو آب تشکیل میده تا اینکه این کارتونهای ژاپنی رو دیدم …
لامصبا گریه میکنن سیل میاد !{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 20:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داشتم فیلم هندی نیگا میکردم تو یه صحنه آمــیتا چاخان با یه دنیا درد تو چشای شیلیکــا نیگا کرد و گفت:



तुम मेरी जिंदगी बर्बाद कर दी है



...मैं अपनी माँ को किया जाएगा



شیـلیکــام رفت پشت درختــو با گریه گفت:



तुम बकवास कर रहे हैं भाई, बहन, तुम जाएगा


ینی دنیا رو سرم خراب شد مخصوصا اونجــا که گفت:

किया जाएगा
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 18:27
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 11:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زمانه بدی شده
ادمای بدی شدیم
اگه عشقت بهت خیانت کرد اعتراض نکن...
اگه دروغم گفت اعتراض نکن...
بهشم گیر نده چرا با کسی لاس میزنی...
اگه جای بدی رفت نگو نرو...
اگه بگی میشی خر.. میشی عقب مونده...
آره خیانت..دروغ..هرزگی شده روشنفکری
ولی من همچنان عقب موندم....
هنوز هم گریه هامُ
خنده هامُ
غر زدنمامُ
حتی پوک زدن به سیگار لعنتی رو
فقط با یه نفر میخوام
با تــــــــــــــــــــــو میخوام
اره من عقب مونده ام....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 11:37
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 23:49
+3
roya
roya
دلم لرزید...نگاهم باز هم نگران است...این بار دیگر با که باید ندای خدا حافظی سر دهم...؟

زیبا طاقت ندارم,به یاد  می آوری که روز سفر نگاهم خیس از گریه شد و ندای خدا حافظی فضای عشقمان را گرفته بود!!‌ ؟

همانی بود که زانو زدم بر تو و معبد گاه عشقت.....منتظر نشستم تا باز آیی...
                                 اما هنوز نمیدانم بر کدامین جاده....
شاید پشت پنجره تنهایی من چراغی باز شود به دریچه نگاه همیشه خورشید وارت.....
به آغوشم بازگرد...شاید فردا این آغوش رهسپار گور شود.
                                                                          آنگاه....
وصف عشقم را از موران میشنوی.....

باز آی...
باز آي...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 13:03
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ