یافتن پست: #گریه

nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 13:49
+4
AmiR
AmiR
خدا ازت میخوام برم گردونی عقب حداقل به وقتی
که باهاش آشنا شدم
میخوام تمام خاطراتم که با اون بود رو دوباره ب چشم
ببینم
میخوام دوباره
خندهاش
گریه هاش
هر چی از اون که منو آروم میکنه ببینم

هر روزت بفکرشم
هر روزت ازت خواهش میکنم که خوابشو ببینم
ولی تو به این خواستمم نگاه نکردی واقعا که

الان که داشتم اینارو مینوشتم
از اولش تا آخرش گریم گرفته بود چون
دوباره به یادش افتادم
بچه ها
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 23:19
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بزن به سلامتیه ارزوهایی که
هیچگاه لمس نکردی
... ... بزن به سلامتیه عشقی که
طالعش با تو نبود و هنوزم دوستش داری
بزن به سلامتیه شبهایی که
تو در تنهایت گریه کردی
و ندونستی چرا!
بزن به سلامتیه دوستانی که
از پشت خنجر زدند
بزن به سلامتیه اون که گفت
دوستت دارم
اما
تا اخرش
نموند....‬
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 21:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﺸﻘﺖ ﻭﻟﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺭﻓﺘﻪ؟ ...
ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ... دوست داش نمی رف

ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﺑﭙﻮﺵ ﺑﺮﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﻮﺑﺮﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ
ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺑﺒﯿﻦ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻏﺬﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﺑﺒﯿﻦ ﭘﺪﺭﯾﻮ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻧﻮﻥ ﺳﺮﺵ ﺗﻮ ﺳﻄﻞ
ﺁﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ
ﺑﺒﯿﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺮﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻦ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ ﺗﺎ ﺧﺒﺮ
ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﯾﻀﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﺸﻨﻮﻥﺍﺭﻩ ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻨﯽ ﺍﯾﻦ .! آره عزیز دلم
یکم به خودت بیا . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 19:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/12 - 19:35
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
شب است و مثل هر شب انتظار است

دلم با هر تپش لحظه شمار است

اگر بر قاب عکست لکه افتاد

مقصر گریه های بی اختیار است
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 16:04
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه که بودم باورم نمیشد دو سوم بدن مارو آب تشکیل میده،
تا اینکه این کارتونهای ژاپنی رو دیدم !
لامصبا گریه میکنن سیل میاد :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 12:52
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند
گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی !!!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:59
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞
می خواستم چشمهای تو را ببوسم
تو نبودی، باران بود
رو به آسمانِ بلندِ پُر گفت و گو گفتم:
تو ندیدیش...!؟-
دیدم دارد ترانه ای به یادم می آید
می خواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران
فقط خیسِ گریه شود
ورنه کدام چشم
کدام بوسه
کدام گفت و گو...!؟
من هرگز هیچ میلی
به پنهان کردنِ کلماتِ بی رویا نداشته ام.
░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

گریه می کردم که با تو در هر لحظه بودنم می ارزه

چرا میخوای بگیری لحظه هامو

من میدونم این جدایی میسوزونه دلمو

این که توچشمامه فکر نکن اشکامه آخر دنیامه که میریزه روی شونه های تو

تو میری ومن میمونم با یه عالم عاشقونه های تو ...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 17:31
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ