یافتن پست: #گریه

*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 14:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تصمیم کبری


کجایی کبری جان؟
هنوز زنده ای؟
بیا و کتاب های دبستانی امروز را ببین
بیا و ببین خبری از تصمیم کبری نیست
بچه های امروز دیگر نیازی ندارند کتاب هایشان را سالم و تمیز نگاه دارند تا سالهای بعد برادران و خواهران دیگر از آنها استفاده کنند
بیا و ببین خواهر برادری وجود ندارد که بعدا از کتاب ها استفاده کند
اینجا همه تک فرزند شده اند کبری جان
بیا
بیا و ببین که دیگر خانه ای نمانده که حیاط داشته باشد و باغچه و درختی
بیا کبری جان
بیا تا با هم به یاد تصمیم آن روزهایت گریه کنیم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 18:01
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گریه کار کمی ست برای توصیف نداشتنت . . .
دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و نیستی اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم ... ... نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﻌﻠﻢ :ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺩﺭ ﺧﯿﺒﺮ ﺭﻭ ﮐﯽ ﺷﮑﺴﺖ؟
ﺑﭽﻪ ﻣﺤﺼﻞ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ :ﺁﻗﺎ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﺎ ﻧﺸﮑﺴﺘﯿﻢ !..
ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻇﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ : ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻭﺿﻊ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ؟
ﻧﺎﻇﻢ : ﺁﻗﺎﯼ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢﺑﭽﻪ ﺧﻮﺑﯿﻪ ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﻧﺸﮑﺴﺘﻪ !...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:47
+1
sahar
sahar
ﭼﯿﻪ؟

ﭼﺮﺍ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟

ﺍﻭ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﺍﺳﺖ .....

ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ .....

ﻏﺼﻪ ﻧﺨﻮﺭ ........

ﺍﮔﺮ ﺭﻓﺖ .....

ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ .....

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﮑﻨﺪ .....

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﺪ .....

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﻣﯿﮑﻨﺪ ......

ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﻔﻬﻤﺪ ﺁﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﯼ ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﺑﻮﺩﻩ .....

ﻣﯿﻔﻬﻤﺪ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 19:56
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
با افتخار میخوام گلایه کنم : بنده حقیر ( عبدالرضا شهرابی فراهانی ) نبیره ( میرزا تقی خان فراهانی ) ملقب به ( امیر کبیر ) هستم : از جدم آموخته ام به مردم کشورم خدمت کنم و آموخته ام هرگز چشم امید به تشکر از این مردم هم نداشته باشم : از پدر بزرگم خواستم تا این حرف جدم را تفسیر کند : گفت بعدا خودت متوجه میشوی : از پدر خدابیامورزم هم که پرسیدم همین را گفت :
امروز رفتم به صفحه کاری ام در فیس بوک : دیدم 100 ایرانی بنده را بلوک کرده اند و 200 خارجی لایک ...........
به چه جرمی ؟؟؟ نجات جان مردم کشورم ؟؟؟؟
واقعا ما تا بدین حد غریبه پرست شده ایم ؟؟؟
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خسته شدم .....................................
آخرین ویرایش توسط A-Sh-F در [1392/06/3 - 01:09]
3 دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 00:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
و نیستی اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم ... ... نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم گرفته میخوام گریه کنم.
شاید هر کسی این جمله رو ببینه یادش به جواد یساری بیفته و بخنده
ولی بیاین یه بار از یه دید دیگه به این جمله نگاه کنیم.
دلت که بگیره گریه میکنی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند وقت پیش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که بزنه تو صورتم…!

.
.
.
.
.
.
.
.
منم یهو رفتم تو فاز هندی گفتم :
بزن بابا..!(با صدای آمیتا چاخان)
بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه…!
بزن که بفهمم هنوز بی صاحاب نشدم…!

ودر نهایت ناباوری بابام زد تو گوشم…:|
ناموسا چرا تو این فیلم هندیا اینجوره؟!!
من توقع داشتم منو بغل کنه جفتمون بزنیم زیر گریه :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:42
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ