یافتن پست: #گل

mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
چند جملهٔ قصار از جوادِ خیابانی:

کسی که لیزر انداخته قطعا توی استادیومه...!
.....
استقلال ۱...چون یه گل زده...پرسپولیس ۰...چون یه گل نزده...!
... ... ... .....
ايگواين حمله ميکنه... البته کاکا هستش چون ايگواين ۲۰ دقيقه پيش تعويض شد!
.....
مسي خيلي بهتر از كيريس رونالدو هست؛ ولي انصافاً رونالدو هم چيزي از مسي كمتر نداره
.....
حالا دیگه با بودن [!]ان در زمین قدرت سرزنی نوروزی هم بالا میره..!!
.....
نقطه پنالتی رو میبینیم که در محوطه جریمه قرار گرفته!!
.....
دوربين داره ساق پاي بازيكن‌ها رو نشون ميده :...
خستگي رو ميشه از ساق پاي بازيكنا ديد
.....
یک سانتر بی هدف و گل!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:38
+5
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
سال 90در یک نگاه:
قذافی...
روح الله داداشی.....
نصرتی و شیث ......
اختلاسه هزار میلیاردی
... ... پ نَ پ ....
گلدن گلاب.......
استیو جابز ......
گلشیفته
[!] و [!] ...
طلا دلار سکه
قیمت های سر به فلک کشیده
اُسکار فرهاد ی...
و.....
با همه خوب و بدش گذشت....
با آرزوی سالی بهتر
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:34
+5
benyamin
benyamin
در زندگی نه گل باش که اسیر خاک شوی و نه باران که به خاک بیفتی خاک باش که گل از تو بروید و باران به خاطر تو ببارد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:20
+3
Behdad
Behdad
چقدر سخته یکی بهت بگه گل باش بچینمت! بعد یه عمر بهت بگه برو نمیخوام ببینمت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 00:05
+7
Danial
Danial
سال 90در یک نگاه:

قذافی... روح الله داداشی..... آکادمی موسیقی گوگوش....
نصرتی و شیث ......
... ...
... ... اختــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاس ســــــــــــــــه هزار میلیاردی
گلدن گلاب.......
استـــــــــــــــــــــــــــیو جابز ......
گلشیفته
[!] و [!] ...
طلا دلار ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکه
اُسکار فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرهادی...
و.....
با همه خوب و بدش گذشت .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 21:36
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
لایک داره ها
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 20:52
+7
از دوست داشتن
امشب از آسمان دیدۀ تو
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذ ها
پنجه هایم جرقه می کارد
آری، آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکرآور گل یاس است
آه، بگذار گم شوم در تو
کس نیابد ز من نشانه من
آه، بگذار زین دریچه باز
خفته در پرنیان رویاها
با پر روشنی سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم ... تو، پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ... بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی است
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو، می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو، می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

(فروغ فرخزاد)
تقدیم به دوست خوبم دیی @miladjafari ...
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 10:13]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 19:33
+6
گرگ
گفت دانایی: که گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور و بازو چارۀ این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زورآفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته میشود انسان پاک

و آن که از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان می نماید، گرگ هست!
و آن که با گرگش مدارا می کند،
خلق و خوی گرگ پیدا می کند.
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را میدرند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
این که انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند؛
و آن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟

(فریدون [!])
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 12:51]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 19:11
+8
ESmaEL
ESmaEL
{-35-}پیشاپیش سال نو رو به تمام دوستان گلم تبریک میگم.ایشالا سال خوبی داشته باشید {-26-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:33
+3
sasan pool
sasan pool
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:32
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ