یافتن پست: #گل

*elnaz* *
*elnaz* *
سر کلاس زبان خارجه استاد از رفیقم چیزی پرسیده که باید به انگلیسی جوابشو میداده.

چند ثانیه طول کشید واون همون طور که داشت فکر می‌کرد با خنده گفت :

....loading, please wait
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:03
+1
maryam
maryam
سنگسارم می کند

لبخندهای ماسیده ات

درون قاب...

گلویم را فشار می دهد

هجوم نبودنهایت ...

میخواهم از تو بنویسم

دهانم پر از حرفهای نا گفته است

اما حیف که با دهان پر...

نمی شود حرف زد!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:50
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
این سامان گلریز اومده شبکه سه
میگه میخوام یه ساندویچی آموزش بدم که دانشجوهایی که تو خوابگاه هستن و فر ندارن روی همون گاز کوچیک بتونن تهییه کنن

حالا مواد اولیه اش چی بود:
گوشت بوقلمون دودی
... ... پنیر پیتزا
نون تست
مرتیکه دانشجو ندیده....
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:28
+8
ronak
ronak
فقط این قد به عید مانده......
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:27
+6
sasan pool
sasan pool
دیشب توی 90 نشون داد گیتی پسند با تبانی قهرمان لیگ فوتسال شد .واقعا که عجب لیگی داریم.{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:53
+1
sasan pool
sasan pool
گلپا

نشد
يک لحظه از يادت جدا دل
زهی دل آفرين دل مرهبا دل مرهبا دل
ز دستش يک دم آسايش ندارم
نميدانم چه بايد کرد با دل
هزاران بر منعش کردم از دل
مگر بر گشت از راه خطا دل

فريدون فرخزاد و سالی
حالا که پا بند تو هستم ميگريزی
پا بند لبخند تو هستم ميگريزی
با خنده هايت زندگی می آفرينی
تا ديدمت فهميدم اين را آخرينی
از بوسه پرهيزم نمودی
با غصه لبريزم نمودی
بارنه غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده
ميگريزی ميگريزی ميگريزی ميگريزی
آرتوش

آسمان چشم او آينه کيست
آن که چون آينه با من روبرو بود
درد و نفرين بر سفر باد
سرنوشت اين جداي
دست او بود
آه
گريه مکن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دل های ما
با غم هم اشنا کرد

ای دلت خورشيد خندان
سينهء تاريک من
سنگ قبر آرزو بود

سلطان قلبها از عهديه و عارف

يه شب يه روز يه ماه يه سال
يه عمره که ميگردم
چو کبوتره بی پر و بال
ميرم همه جا
يه روز ديدم گم شد جونم
دور افتادم از آشيونم
بی خونمنم سرگردونم
بی او به خدا

سلطان قلبم کجاي کجاي
رفتی که بر من به شادی گشاي
دروازه های بهشت طلاي
اما صد افسوس
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:27
+3
sasan pool
sasan pool
سیگار بعدی را روشن میکنم
کامی از لبش میگیرم
بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام
انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند
همان انگشتانی که همچو باد
جنگل موهای تورا نوازش میکردند
دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده
دود سیگار است و بس…
سیگارم که به آخر میرسد
لبم را میسوزاند مانند بوسه ای
که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی {-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:03
+1
ramin
ramin
مردی تو یك فروشگاه بزرگ به یه دختر زیبا میرسه و میگه: خانم، من زنمو اینجا گم كردم ناراحت نمی شید اگه کمی با شما صحبت كنم؟ دختر: چرا؟!! مرد: چون هر بار كه با یه زن خوشگل صحبت می كنم زنم یهو پیداش می شه!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 01:54
+7
Behdad
Behdad
مـــــــــــــرد است دیگر...

گاهی تند میشود

و گاهی عاشقانه میگوید..

مـــــــــــــرد است دیگر..

غرورش آسمان

و دلش دریاست...

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد...؟

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...؟

تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد و بالشش...؟

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد.....
آخرین ویرایش توسط در [1390/12/23 - 09:16]
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 00:15
+7
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
سلامتی اون پسر با وفاییکه وقتی یه دختر خوشگل و خوش هیکل و میبینه سرشو میندازه پایینو میگه:آخرشم باشی انگشت کوچیکه عشقم نمیشی...
{-37-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 23:39
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ