یافتن پست: #گل

kiss
kiss
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی؟ افسرده و دلتنگ چرا مثل منی؟من عاشق اویم که رنگم شده زرد ،تو عاشق کیستی که همرنگ منی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 20:01
+3
سحر
سحر
اگه فروختمت ناراحت نشی، من آدم فروش نیستم گل فروشم . هرکسی از یه راهی پول در میاره؛ منم ازگل فروشی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 19:35
+5
sasan pool
sasan pool
خفتند همرهان وشب تار مانده است
تنها غم من است که بیدار مانده است
زین همرهان نیمه ره خواب برده ام
یک مشت خاطرات دل ازار مانده است
دیگر مرا به شهر تماشا نمی برد
چشمم که در تراکم دیوار مانده است
حتی برای دیدن خویشم اجازه نیست
ایینه زیر لعنت اوار مانده است
پاس بهار وباغ گل افشان نداشتیم
بر ما هنوز سرزنش خار مانده است
پای سفر کجاست کزین دشت بگذرم
افسوس پای رفتنم از کار مانده است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:37
+1
sasan pool
sasan pool
خورشید و درخت و سبزه و گل اینجاست
الحق والانصاف که فصلی زیباست
عید است و من و بی تویی و تنهایی
سالی که نکوست از بهارش پیداست!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 15:24
+1
ali
ali
رفتم تو سرچ گوگل تايپ كردم “زن چه ميخواهد؟” گوگل بعد از ۲۰ دقيقه پاسخ داد “ما همچنان در حال جستجو ايم !”
دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 01:19
+5
moein
moein
خب دوستان گلم جا داره همین جا از همه شما عزیزان تشکر کنم و بگم که هم صحبت بودن با شما بسیار مسرت بخش بود من دیگه باید واسه همیشه باهاتون خداحافظی کنم امیدوارم همیشه موفق باشید...{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/22 - 01:13
+3
hadith
hadith
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی,لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی,دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره,ولا حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره..!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 23:32
+2
ebrahim
ebrahim
يه روز يه [!]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 22:42
+6
?
?
يه روز يه [!] ميره ميوه فروشی ميگه:؛آگا دو کيلو از اون سيبا بده ۲ کيلو هم جوجه بده يک کيلو هم خيار بده ...؛ بعد وقتی داشته ميومده بيرون ميبينه يه کدو تنبل دم در آويزونه ... ميگه ؛ يه دونه هم از اون گلابی خانواده هات بده {-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 22:12
+2
?
?
به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 20:45
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ