kiss
قرن ما شاعراگرداشت هوابهتربود.خارهم کمترنبودازگل بساگلتر بود.قرن ماشاعراگرداشت که کبوتر با کبوتر باز با باز نبود شعار پرواز.وای بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت !در چنین قرنی که دانش حاکمست عشق را از صحنه دور انداختن دیوانگیست،درماندگیست،شرمندگیست.قرن قرن آتش نیست ،قرن یک هوای تازست ،فکرها را شست و شویی لازم است گم شدیم گردرمیان خویشتن جست جویی لازم است نازنینها از سیاهی تاسپیدی راسفربایدکنیم..
امید
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
... ولی بسیار مشتاقم ... که از خاک گلویم سوتکی سازد ... گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ
و بازیگوش ... تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را
آشفته تر سازد ... تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ...
امید
یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر ایرانی میگه:
چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون كنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو کنترل كنن؟؟
پسره لبخندی میزنه و میگه: ملكه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملكه انگلستانو لمس كنه؟!
پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ... نه!مگه فرد عادیه؟
پسر میگه: خانومای ما همه ملكه هستن!!!
sahar
چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه .