یافتن پست: #گم

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نام آهنگ: زندگی

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق

رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق

می‌توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن

پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن

می‌شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید

یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید

می‌توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود

زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود

می‌توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن

پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:42
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﯿﻨﻬﻮﺧﺎﺭﺟﯿﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﻮﻓﺘﻪ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻭﻭﭘﺲ!
ﻭﻟﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﻭﻧﻤﻮﻗﻊ ﻫﻮﻝ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﺎ ﺍﺑﺎﺍﻟﻔﻀﻞ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 16:47
+3
Mehrdad Moradi
Mehrdad Moradi
عمرا اگه لنگم و پیدا کنی

1 دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 02:01
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
خدایا! هدایتم کن! زیرا می‏دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا! هدایتم کن! که ظلم نکنم، زیرا می‏دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا! نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت، خیانت ظالمانه‏ای است.

خدایا! ارشادم کن که بی‏انصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا! راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم، که بی‏احترامی به یک انسان، همانا کفر خدای بزرگ است.

خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده، تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

خدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فریب زرق و برق عالم خاکی، مرا از یاد تو دور نکند.

خدایا! من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفان‏ها هستم، به من دیده‏ای عبرت‏بین ده، تا ناجیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم.

خدایا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند می‏دهم که مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهی.

خدایا! می‏خواهم فقیری بی‏‏نیاز باشم، که جاذبه‏های مادی زندگی، مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.

خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغای کشمکش‏های پوچ مدفون نشوم.

خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏کشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته ‏ام، پیر شده‏ام، دل‏شکسته‏ام، ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می‏کنم که این دنیا دیگر جای من نیست، با همه وداع می‏کنم، و می‏خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا! به سوی تو می‏آیم، از عالم و عالمیان می‏گریزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 21:04
+3
xroyal54
xroyal54
شنیدید که میگن : اونی که گریه می کنه ، یه درد داره.

اما اونی که میخنده هزار تا!

من میگم : اونی که میخنده هزار تا درد داره

ولی اونی که گریه میکنه

به هزار تا از دردهاش خندیده ,

اما جلوی یکیشون بدجوری کـــــــــــم آورده میفهمی!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 20:42
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

آن کس که می گفت دوستم دارد ، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد ، رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت ، صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید : دوستت دارم .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 19:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آیا از کمبود شخصیت رنج میبرید؟
آیا انسان بی مزه ای هستید؟
آیا از داشتن لهجه شهر و دیار خود رنج میبرید؟
اصلا نگران نباشید!
شما با خرید یک خودرو 200-300 میلیون تومانی با شخصیت ترین و با مزه ترین فرد روی کره زمین میشوید!
تازه به شما مهندس و دکتر هم میگن.!!
اینو شخصا دیدم که میگم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 15:01
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تنهایی

زنی است در انتهای شب

تنهایی

تندیس سرباز گمنام است

در میدان خالی

تنهایی

صدایی بی صورت است

بر مغناطیس فضا

تنهایی

خاطره ای گمشده

میان غریبه هاست

تنهایی

قوچ غمگینی است

که از نژادش

شاخ هایی بر دیوار مسافر خانه ها

باقی است...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:30
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تقدیم به قناری های لال ( ناشنوایان)

 

در زمـستانی چـنیـن، آغاز را گم کرده ام .

آ سمان تاریک و من پرواز را گم کرده ام

درکـویـری زرد وبـی بـاران بـدون پـنـجره

من صـدای رعـد با ران ساز را گم کرده ام

صد قـفس رو ئیـد بر با ل قـناری هـای لال

بـگـذراز من شـرجی آ واز را گـم کـرده ام

کرشدم از این سکوت وتیشه را دستم دهید

نـغـمه ی فـرهـاد کـوه انـدازرا گـم کـرده ام .

این چه بیداری است ما را برده تا شهر دروغ

با دو پـلک بـاز خـوابِ نـاز را گـم کـرده ام

می رسـد آوای تـا رِ خـسته ام تـا پُـشت بام ؟

یـا که من حتی نُت این سـاز را گم کرده ام !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:21
+1
korosh
korosh
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 05:13
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ