یافتن پست: #گم

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگم امروز مشهد زلزله اومد. میگه: جدی؟ یعنی همه جا میلرزید؟ گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ یه تک پا بی سروصدا اومد یه خبر از ما گرفت و رفت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:07
+5
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
همکارم گوشیشو ورداشته رو صفحش “”ها”” میکنه. میگم میخوای تمیزش کنی؟ میگه: پـَـــ نــه پـَـــ واسه یکی پیام صوتی بدون متن میزارم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:02
+4
امید
امید
به جملات شریعتی باید ساعت ها فکر کرد : ای مردم مسلمان و علی مکتب من، از خانواده و همه همراهانم تقاضا دارم که پس از مرگ من، بدن مرا خارج وطنم ایران به خاک بسپارند. زیرا میدانم که ایران را که عشق و هستی من و هر ایرانیست، در حال ویران شدن است. میدانم که هیچوقت این خاک به دست دلسوزش سپورده نمیشود. ایران ویران خواهد شد و من در زیر خاکش داغان. به من رحم کنید. بگذارید که پس از مرگم دیگر غصه این خاک و مردمانش را نخورم. علی شریعتی -
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با ماشین از کنار ی مزرعه بلال رد میشیم .. رفیقم میپرسه اینا بلالن .. ؟؟!! میگم پـَـــ نــه پـَـــ خیارن موهاشونو بلند کردن ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستم رفتم دبی لب ساحل, تا زانو رفتیم تو آب, میگه عمیقتر هم میشه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ تا بندر عباس همینه, میتونی پیاده بری!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:00
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
استاد آمار یه سوال سخت داده تو 2 دقیقه حلش کردم. میگه تنهایی خودت حل کردی؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ روح انیشتین رو احضار کردم باهم حلش کردیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از شنا برگشتم. میگه چطور بود؟ میگم خسته شدم. میگه از شنا؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت بس که ترانه خوندمو چرخ زمونه بر نگشت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم استخر به یارو میگم : عینک اضافه دارید ؟ میگه : واسه شنا میخوای ؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ میخوام زیر آب مطالعه ی آزاد کنم تا میانگین مطالعه ی مردم کشورم بره بالا تو سطح جهان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خ[!]ن؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میخوام برم خونه چشام قرمزه ... به دوستم میگم چشام قرمزه؟ میگه آره میخوای همینجوری بری؟ تو دلم گفتم پـَـــ نــه پـَـــ وایمیسم تا سبز شه بعد حرکت میکنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:56
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ