یافتن پست: #گم

vahid
vahid
به دختر عموم می گم تو مهد چی یاد گرفتین؟ می گه حدیث! می گم یکی شو بگو ببینم. می گه: النکاح سنتی!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 14:06
+1
vahid
vahid
جاسم ساعتش خراب ميشه . باز ميکنه توشو ميبينه يه دونه مورچه مرده . با خودش ميگه : اي بابا ميگم آآآآآ راننده مرده !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 14:01
+1
sasan pool
sasan pool
شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشیار مى‌شد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیک‌تر بیاید. مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود. … شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى می‌خوام بگم؟» مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزیزم؟» شوهر مریم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 13:32
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 12:24
+2
vahid
vahid
چقدر خوشحال بود شیطان ، گمان میکرد فریب داده است مرا؛ نمی دانست تو پرسیده بودی: مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشت را.....!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:36
+4
ebrahim
ebrahim
دیدین بعضی چیزا فصل داره ؟! مثلا فصل اجاره دادن و گرفتن خونه تو تابستونه و تو زمستون کار سخت میشه ، نه خونه گیر میاد نه مستاجر ! این شامل نیمه گم شده هم میشه ، نیمه گم شده همه فصلی پیدا میشه به غیر از یه ماه!!اونم یه ماه قبل از ولنتــاین !!! یعنی اگه تو این زمان تونستی نیمه ات و پیدا کنی ، حتما برو تو گینس ثبتش کن !! والااا به خدا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:28
+4
gha3m
gha3m
من چقدر دلتنگم و چقدر تشنه ی لبخند کسی که باران را میشناسد و دریا را میفهمد، و میداند سنگ، سنگ است و نباید پرتاب کرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:14
+3
vahid
vahid
از سازمان هواشناسی مسیج میفرستم میخوام بگم تا آخر عمر هواتو دارم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:08
vahid
vahid
از معرفت تو به کوچه پس کوچه زدم معرفت رو ولش کن ، من گم شدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:39
+1
ali
ali
من که خدا نیستم بگم ؛ صد بار اگه توبه شکستی باز آی … ! رفتی ؛ … ” به سلامت “
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 22:12
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ