یافتن پست: #یخ

عسل ایرانی
عسل ایرانی
دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود.تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه چشمانش قرمز بود برایش گریستم آخر او از تنهایی مرده بود تنهایی مردو من تنها تر شدم....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:34
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟ میگم پَــ نَــ پَــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:32
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فقط حیف نان می تواند یه جمله کلا با فعل بسازه: داشتم میرفتم برم دیدم آمد گرفت نشست گفتم بزار برم بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام برو بذار بگیرم بخواوم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:30
+1
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
روزی شیخ و مریدان از بیابانی می گذشتندی در راه به عربی سوار بر شتر بر خوردندی. از وی همی پرسیدند: ایا این شتر است؟؟؟ مرد عرب کمی سرخ و کبود شد و در جا در گذشت. جمله همه مریدان واله و حیران گشتندی و از شیخ علت را جویا شدندی. شیخ فرمود: همانا جهت تلفظ " پ نه پ" بر خود فشار اورد و هلاک شد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:58
+2
hamid tsh
hamid tsh
یارو پاش درد میکرده، میره دارو خونه میگه قرص پا درد دارین؟ دکتره میگه میخوای بخوریش؟ یارو میگه پ ن پ میخوام بندازم تو جورابم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:55
+3
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
پسر گرسنه اش می شود شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند " چقدر تشنه بودم " پدر می سوزد از شـــرمـــنـــدگـــی اما میفهمد پسر کوچولو اش بزرگ شده است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:42
+3
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
مرسی از لطفتون که قیبش کردید متشکرم فردا خودتون باید جواب کمیته امداد قزوین بدید
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:25
+1
ebrahim
ebrahim
دانشجویِ عزیز ! . دوستِ تحصیلکردۀ من ! . شُمایی که فردا میخواین دُکتر و مُهندسِ این مملکت بشین ! . وااااقعا نمیدونی سَر جلسۀ امتحان باید موبایلتُ خاموش کنی؟ . نمی بینی خوابیم بیشّـــــور؟!!!!!! :|
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:17
+2
mina_z
mina_z
دارم کتاب میخونم میگه اسمش چیه میگم صدای پای اسب میگه محتوا هم داره؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ 500 صفحه نوشته پیتیکو پیتیکو
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:13
+5
-1
zahra
zahra
رفتم مغازه گفتم سیم ظرفشویی دارین ؟ گفت بله ! برای شستن ظرف میخوای ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوام شیشه عینکمو تمیز کنم !{-36-}{-36-}{-18-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 23:58
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ