یافتن پست: بوس

Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
ما برای آنکه ایران خانه دزدان شود / اختلاسها کرده ایم ما برای آنکه ایران کشوری ویران شود / رنج دوران کرده ایم ما برای بوسیدن دست روس و چین / چه سفرها کرده ایم ما برای یک وعده ساندیس و کیک / چه تقلبها کرده ایم ما برای نوشیدن خون عزیزان شما / چه جنایتها کرده ایم ما برای جاودان ماندن این ظلم و جور / خون به دلها کرده ایم (شورای هماهنگی ستاد کش دادن به اختلاس و ستاد به چالش کشیدن حماسه بصیرت) {-2-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 23:38
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای سوار شی؟ میگم پـَـ نه پَــ، اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:44
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زندگي زيباست نه در رؤيا ،بوسه زيباست نه براي هوس،پرنده زيباست نه براي قفس،دوست داشتن زيباست نه براي لمس كردن،براي حس كردن آري دوست داشتن زيباست،نه براي لمس كردن ،براي حس كردن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:00
ebrahim
ebrahim
خوابیدنی که توش "بوس"،"بغل"و" شب به خیر عزیزم" نباشه کپه مرگه.....
سلامتی همه مجردا!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 00:09
+1
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 01:42
+1
-1
mahdi
mahdi
تو اتاقم عکس یه شیر چسپوندم که آهو تو دهنشه،دختر خاله م حرفی واسه گفتن نداره میگه: حساااام؛خود شیره کشته تش؟گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ موتوریه زده فرار کرده،گردن آهو اوخ شده،شیره داره میبوسه جاش خوب شه! {-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:06
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:04
+3
رضا
رضا
روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. *** روزی که کم ترین سرود بوسه است و هر انسان برایِ هر انسان برادری ست. روزی که دیگر درهایِ خانه شان را نمی بندند قفل افسانه یی ست و قلب برای زنده گی بس است. روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی. روزی که آهنگِ هر حرف، زنده گی ست تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست و جویِ قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه یی ست تا کم ترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برایِ همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایٍ مان دانه بریزیم... *** و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 20:32
+1
ebrahim
ebrahim
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم…آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین حمل جنازه بودم" !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 13:33
mahdi
mahdi
تراشه ای روی پوست مهندسین دانشگاه ایلینویز در آمریکا قطعه ای الکترونیکی ساخته اند که روی پوست قرار می گیرد. از این قطعه برای تشخیص بیماری، انتقال اطلاعات و به عنوان رابط انسان و ماشین استفاده می گردد. این قطعه دارای سنوسورهای EEG و EMG است که بوسیله آنها می توان عملکرد اعصاب و عضلات را مورد بررسی قرار داد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/11 - 21:22
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ