یافتن پست: عشق

ronak
ronak
اینجا عشق قندیل می بندد با این واژه های یخ زده نگفته بودی دمای نبودنت زیر صفر است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:28
+5
رضا
رضا
عکس چشمات پیشه رومه ، بغض عشقت تو گلومه صورتم از گریه خیسه ، دیگه کار من تمومه همه جا صدای جیغه ، چیزی نیست خوابی عمیقه روی دستای غریبم جای بوسه های تیغه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 16:56
+2
رضا
رضا
بعد از ماهها گریه فردا قرار است بخندم... نمی دانی این مدت چه بر من گذشت! گاهی به سرم می زد هر چیز و هرکس را با تو اشتباه بگیرم... گاهی آنقدر به خاطراتمان تلنگر می زدم... که از یاد می بردم نبودنت را... گاهی از زبان تو براي خودم دردل می کردم... گاهی هم آنقدر می خندیدم که گریه ام بگیرد... گاهی به سرم می زد تمام شعرهایم را فراموش کنم... اصلاً میخواستم عشق را جلوي در بگذارم، شاید ساعت نُه که شد...!!! گاهی به ع[!]ایت خیره می شدم... به این اُمید که شاید بهانه اي براي غرورت پیدا کنم... گاهی با خودم قرار میگذاشتم که از خواب بپرم... تا بگویم همۀ اینها خواب بود...؟؟! گاهی بی صدا روي تخت خوابم می نشستم، و به فریاد هاي نکشیده ام گوش می دادم........ خلاصه اش را اگر بخواهی، با همین گاهی ها دوریت را باور نکردم...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 16:10
+2
gha3m
gha3m
آنان که عشق را می فهمند عذاب میکشند و آنان که عشق را نمی فهمند عذاب میدهند...!!! زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن مخفیانه گریستن دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:21
+2
رضا
رضا
نمی دانی كه دلتنگی چه عطر كهنه ای دارد
نمی دانی كه ياس عشق چه اندوهی به جان دارد
نمی دانی كه اين شوريده عشق
چگونه در صدای سادۀ باران
تو را در خويش می خواند
تو با من باش ..
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 11:43
+5
yasaman
yasaman
بی طلب مزد شدی یار من*همدم و شیرین و وفادار من*عشق حقیقی به من آموختی* در طلب خوبی من سوختی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 11:41
+4
yasaman
yasaman
مهربانی را اگر قسمت کنیم، من یقین دارم به ما هم میرسد آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم میرسد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 11:39
+3
gha3m
gha3m
عشق انسان راداغ ميکند و دوست داشتن انسان راپخته ميکند، هرداغي روزي سردميشود ولي هيچ پخته اي ديگرخام نميشود...!$
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:55
+4
gha3m
gha3m
سخت ترين ديدار ، ديدار اونيه كه به جاي همه ي عشقي كه بهش داري يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش كني و حس كني هنوز دوستش داري و بخواي همه ي تنهائي رو كه به اميد برگشت دوباره اش تحمل كردي تو گوشش فرياد كني،اما حتي نتوني به چشماش نگاه كني، كه بفهمه با همه ي بديهاش هنوزم با همه ي قلبت دوستش داري، اما ببيني چشم هاش داد ميزنه !..كه دلش مال يكي ديگه است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:54
+3
ebrahim
ebrahim
inam texe ahange be khatere man az yas,too didgah
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:46
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ