یافتن پست: عشق

ronak
ronak
پیامکی لیلی و مجنون: پیامک زد شبی لیلی به مجنون که هر وقت آمدی از خانه بیرون بیاور مدرک تحصیلی ات را گواهی نامه ی پی اچ دی ات را پدر باید ببیند دکترایت زمانه بد شده جانم فدایت دعا کن ... دعا کن مدرکت جعلی نباشد زدانشگاه هاوایی نباشد وگرنه وای بر احوالت ای مرد که بابایم بگیرد حالت ای مرد چو مجنون این پیامک خواند وارفت به سوی دشت و صحرا کله پا رفت اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی که می خواهم تورا قد تریلی دلم در دام عشقت بی قرار است ولیکن مدرکم بی اعتبار است شده از [!]سفورد این دکترا [!]س مقصر است در این ماجرا [!]س چه سنگین است بار این جدایی امان از دست این مدرک گرایی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 12:42
+7
رضا
رضا
یك شب تمام غربت مرا ياد مي كني از دست اين عشق بي وفا تو فرياد ميكني بودم كنار تو و هرگز نديده اي مراحالا چرا از اين زمانه تو بيداد مي كني با غم عجين شدم و تنها به يك اميد روزي تو خواهي آمدو مرا شاد ميكني اكنون براي من يك سوال مبهم است آيا هنوز از من تنها تو ياد مي كني
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 12:32
+3
رضا
رضا
ای مهربانترین مهربانان ... کسی به شوق تو می خواهد پرواز کند تو پروبالش باش ... کسی به شوق تو می روید تو آبش باش ... کسی از سوزش دل با تو سخن می گوید تو زبانش باش ... کسی تو را بی آنکه بداند جستجو می کند تو مقصد و مقصودش باش ... کسی تو را صدا می کند تو ندایش باش ... کسی تو را عشق می ورزد تو معشوقش باش .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 11:03
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم میگه:زهرا اگه رفیق ناباب بهم پیشنهابده باید بگم:نه؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ ملودی...بگو عشق من...بگو عشق من...آره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:57
ronak
ronak
مرامتو عشقه بامرام... میفهمه که این خره هم دل داره، یه عمر سواری داده بذار یه کم هم خودش سوار شه ! والــا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 23:37
+3
sasan pool
sasan pool
مادر : داری چیکار میکنی پسرم ؟
پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم
مادر : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی
پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست بخونه ، اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی ؟
مادر :O :|
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 23:27
+1
ronak
ronak
ای جـــــونــم چه عشقی میکنه با آهنگش :)))
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 23:27
+3
ronak
ronak
دوست دارم عشقم ..... ۳ سال برام حبس بریدن نامردا ...... من برات صبر میکنم تا بیای عزیزم .... فقط تو ... من تورو میخوام . . . . . . . صحنه ای حساس و رومانتیک از عشق آقای پرتقالی و خانوم گوجه فرنگی ... پشت میله های زندان :دی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 22:34
+1
elahe
elahe
من یاد گرفته ام " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... " ولی نمی دانم چرا ... خیلی ها ... و حتی خیلی های دیگر ... می گویند : " این روز ها ... دوست داشتن دلیل می خواهد ... " و پشت یک سلام و لبخندی ساده ... دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده دنبال گودالی از تعفن می گردند... اما من " سلام " می گویم ... و " لبخند " می زنم ... و قسم می خورم ... و می دانم ... " عشق " همین است ... به همین سادگی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 22:25
+1
رضا
رضا
تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 21:33

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ