تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
مهسا
مهسا
ان روز ها كـه مـيگفت عـا شق است : خواست كــه آرزويـي بكنم. بـه او گفتم : كـه مـن ديگـر هيچ آرزويی ندارم وقـتی تو كنارمی لبخندی زد وگفت : مگر ميشـود؟ فقط مـرده ها هيـچ آرزويـی ندارند مـن هم لبخـندي زدم و او گفت : از هزاران آرزويـی كه در سـر داشت و امروز به دنبال همـان آرزو هـايش رفته و من ... هنوز هم آرزويـی ندارم. او نميدانـست و هنوز هم نميداند كه همان يك لحظه ای كه دركنارم بود من به تمام آرزو هايم رسيدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:59
+1
مهسا
مهسا
دل جاده ها تنگ می شوند برای آنهمه شوقی... که در لحظه ی به هم رسیدن داشتیم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:57
+1
مهسا
مهسا
خنده اي بر خاطراتت كرد و رفت ای دل ... ديدي كه ماتت كرد و رفت منكه گفتم اين پرستو مرده نيست... من كه گفتم اين بهار افسرده نيست هم شكست و هم شكستم داد دل ... عجب كاري به دستم داد دل
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:57
+1
مهسا
مهسا
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که هم رنگ منی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:54
+1
مهسا
مهسا
چقدر در تاریکی و تنهایی شعر نوشتن خوب است اگر در این ترانه ها فریاد هم بزنم کسی نمی شنود اگر حتی در ناباوریشان بمیرم کسی گریه نمی کند اگر از تو بخواهم که برگردی و بمانی هیچ کس سادگی و خوش خیالی ام را ملامت نمی کند این ترانه ها را دوست دارم که واگویه ای از خلوت و تنهایی من اند حتی اگر تو به ساده بودنشان بخندی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:54
+1
مهسا
مهسا
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند دفتر سرنوشت را ورق زنند ، خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:52
+1
elahe
elahe
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم
هر جا که دلت می خواهد بــــرو !
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد
انقدر آسمان دلت بگیرد
که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری…
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:38
+2
elahe
elahe
یادت باشه دیگر یادت نیستم گاهی دست ” خـــودم ” را می گیرم… می برم هوا خوری… ” یــاد ” تو هم که همه جا با من است… ” تنهایی ” هم که پا به پایم میدود… میبینی…؟ وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است…{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:37
+2
مهسا
مهسا
دنیای غریبی است ! به یکی که دست میدهی میدانی که دیر یا زود از دستش میدهی ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:36
+3
مهسا
مهسا
ترا به خدا سپردم خودم را به دلتنگی هام خدا خودش می داند چطور مواظب تو باشد دلتنگی هام هم خوب بلدند چطور ترا هی به یاد من بیاورند!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:35
+3