یک دنیا دوستی ,یک بغل عشق.ویک کلام محبت رو میان این آسمون کبود و ساختمان های سر به فلک کشیده گم کرده ام! چشم ها دیگر نمی خندند...!!! و انگشتها در پی شمارش اسکناس غافل از شبنم و بارانند. بعضی دلها پوسیده اند...!
مرده شور آن همه ناز که از طبعت به ارث برده ایی انگار برای دل من تصویری زیبا تر از خنده های شکلاتی تو نبود رنگ زیبای ساحل در وجودت پیداست کاش در سکوت بین ما لرزشی میشد کاش فاصله نگاه مان به بازدم نفس هایمان میرسید به جایی به نزدیکترین جای این گره
تنها نگاه معصومانه پرندگان را بر خویش گرفته است آخ که من پشت پلک هایت چقدر منتظر میماندم تا باز لحظه ایی در نگاهت بنشینم من در پی نگاه تو میدویدم و تو از من دریغ میکردی مرده شور خجالت نگاهت را ببرند که من محو نگاهت می شدم بی اختیار ،با تمام وجود
تنها نگاه معصومانه پرندگان را بر خویش گرفته است آخ که من پشت پلک هایت چقدر منتظر میماندم تا باز لحظه ایی در نگاهت بنشینم من در پی نگاه تو میدویدم و تو از من دریغ میکردی مرده شور خجالت نگاهت را ببرند که من محو نگاهت می شدم بی اختیار ،با تمام وجود