تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
مهسا
مهسا
یک حرف...... یک زمستان آدم را....... گرم نگه می دارد ... ......و گاه یک حرف ......یک عمر آدم را....... ........سرد می کند! حرف ها چه کارها که نمی کنند.....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:55
+4
مهسا
مهسا
چه ساده لوحانه ... بال بال زدن هایت میان بازوانم را باور کرده بودم نمی دانستم ... تمرینِ پریدن به هوای دیگریست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:54
+3
مهسا
مهسا
بزرگی را گفتند زندگی چند بخش است ؟ گفت:دو بخش. کودکی و پیری گفتند پس جوانی چه شد؟ گفت: با عشق ساخت / با بی وفایی سوخت / با جدایی مرد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:53
+3
مهسا
مهسا
هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد خودت را برای توجیه خسته نکن !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:51
+3
مهسا
مهسا
دیدی غزلی سرود؟عاشق شده بود ...انگار خودش نبود ...افتاد،شکست،زیر باران پوسید ...آدم که نکشته بود ...عاشق شده بود ... ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:49
+3
مهسا
مهسا
هر که آید گوید گریه کن، تسکین است گریه، آرام دل غمگین است چند سالی است که من می گریم در پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانست چند دریابین ما فاصله است من و آرام دل غمگینم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:49
+3
مهسا
مهسا
آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛ برای آنها تنها نشانه ی حیات؛ بخار گرم نفس هایشان است! کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:47
+4
مهسا
مهسا
زندگی آینه ای شفاف است تو اگر زشت و یا زیبایی تو اگر شاد اگر غمگینی هر چه هستی تو در آینه همان می بینی شادیت را در یاب چون گل عشق بتاب تا در آینه ی هستی، گل هستی باشی...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:46
+4
mina_z
mina_z
اگه عادت کنی وقتی دستشویی میری درو قفل کنی حتی وقتی تنهایی ناخوداگاه درو قفل می کنی! اینه درد عادت کردن مواظب باش به بعضی ها عادت نکنی !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:45
+4
مهسا
مهسا
هنوز منتظرم وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کرده ام ... ... بیدارم کنی و ... بگویی چیزی نیست خواب می دیدی.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:44
+3