تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
مهسا
مهسا
میگن سه موقع دعا برآورده میشه یکی وقت اذون یکی زیر بارون یکیم وقتی دلی میشکنه..... من وقت اذون زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 04:41
+2
مهسا
مهسا
فـرهنـگ لـغـتهــا نـیـاز بـه ویــرایــش دارند بـرای مـعنی دلـتـنـگی احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت, دلتنـگی یــعنـــی تـــو .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 04:40
+2
مهسا
مهسا
واسه عاشقی نه لازمه شاعر باشی نه لازمه فرهاد باشی و کوه بکنی !یکم شعور داشته باشی کافیه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 04:39
+2
مهسا
مهسا
خــــــــــــــــــــــداوندا !!! به دل نگیر اگر گاهی" زبانم " از شُکر َت باز می ایستد!!! تقصیری ندارد... قاصر است ؛کم می آورد در برابر ِ بزرگی ات ... لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت!!! ... در دلم امّا همیشه ... ذکر ِ خیر َت جاریست...{-17-}{-17-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 04:38
+1
omid
omid
اگر تو نبودی عشق نبود همین طور اصراری برای زندگی اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گلی بود جایی.... برای خاموش کردن بی حوصلگی ها اگر تو نبودی من کاملا بیکار بودم هیچ کاری در این دنیا ندارم جز دوست داشتن تو
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:47
+4
مهسا
مهسا
خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند که وجودت آرامبخش دیگران باشد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:40
+2
مهسا
مهسا
وقتی که گرمای نگاه تو نیست این می شود حال و روز من و زمستان،ـ ... سرماخوردگی های پی در پی ... تب و لرز های بی پایــــان !!!ـ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:38
+3
مهسا
مهسا
تو زندگیت ؛ به کسی اعتــــماد کن ، که بهش ایمــــان داری نه احســاس . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:35
+4
مهسا
مهسا
حتی افرادی که معتقد هستند سرنوشت همه از قبل تعیین شده و قابل تغییر نیست ؛ موقع رد شدن از خیابان دو طرف آن را نگاه می کنند ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:34
+3
مهسا
مهسا
دستانمـ رآ که مے گیرے مَن دیگر از آنِ خود نیستم! حرارتمـ به اوج مےرسد! ... و نمیدانم که این از شرم است یآ تصور روزهآیے که باید نبودتـــ را لمس کنمـ!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:32
+4