تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
× مُـستقـل تـرین زن ِ جـَـهان هـَم کـه بـآشی

وقتــ هـآیی هـَستـ کـه بــرسد

دلتــ پـَر بـزند بــرآی کـَسی کـه بــخـوآهَد

کـِه آرآمـ رآنـنـدگـی کــُنی

بــخواهـَد شــآمتــ رآ نــخورده روی ِ مــیز نگـــذآری

مــُسـافـر تــرین زن ِ دُنــیآ هـم کــه بــآشی

دلتــ مــی خـوآهـد کـه بــرآیتــ بــنویسد

چــند خــطی

×"زود بــرگــرد ،طآقتــ ِ دوریـتـــ رآ نــدآرم" ×
دیدگاه  •   •   •  1392/03/8 - 23:03
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ کجای این شهر
بی تو تماشـــــــــــــــــــــــــایی نیست ...
دیدگاه  •   •   •  1392/03/8 - 22:56
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفت " خیلی میترسم " . گفتم " چرا " . گفت " چون از ته دل خوشحالم . این جور خوشحالی ترسناک است " . پرسیدم آخر چرا و او جواب داد " وقتی آدم این جور خوشحال باشد سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد " .
دیدگاه  •   •   •  1392/03/8 - 16:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گـ ـاهے نـَـبایـَـد ناز کـِـشید

نـَبایـَـد آه کـِـشید

نـَـبایـَـد اِنتـِـظار کـِـشید

نـَـبایـَـد دَرد کـِـشید

نـَـبایـَـد فـَـریاد کـِـشید

تـَـنها بایـَـد دَست کـِـشید وُ

رَفتــ ـ ـ !
دیدگاه  •   •   •  1392/03/7 - 18:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
" دلتَنـــگَم " مِثـــل مادَربــُزُرگـ بـی سَــوادے كـہ هَــواے بَچـہ اش را كــَرده ولے بَــــلـَد نـیســتـــ شُمــاره اش را بـگـیـرَد . . . ! ! !
4 دیدگاه  •   •   •  1392/03/7 - 18:04
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلی زود می‌فهمی،
همه‌چیز را در آغوشِ من جا گذاشتی!
مثلِ مسافری که تمامِ زندگی‌اش را،
در یک ایستگاهِ بینِ راهی،
جا می‌گذارد!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/7 - 18:00
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیزارم....

از هر مسئله ای که تنها راه حلش

گذر زمان است!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/7 - 17:53
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هےِ لعنتےِ یواشکے دوستمـ داشتہ بــآش

آدم هــآےِ دنیــآے مان

چشمـ دیدنــ عشقمــآن را ندارند !
دیدگاه  •   •   •  1392/03/7 - 17:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی لعنتی

راستی ....

مـــن را یادت می آید؟ . .

اصـــــلا یـــادت من را می خواهد؟ . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/03/7 - 17:26
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حتما لازم نیست

دیوانه ای در گوشت فریاد بزند

تا تو احساس ِ کر شدن کنی

گاهی آنقدر صدای سکوت بلند است

که تو دیگر نمی شنوی

نه صدای آواز گنجشکان را

نه صدای بوق ماشین های بی اعصاب را

و نه حتی صدای فریادهای تنهایی را

به هنگام ِ غرق شدن در خویش!

و آنچنان مسخ می شوی در محض

که اگر خود را در آینه ببینی

و یا سایه ات را بر دیوار

با وحشت از خود می پرسی

این غریبه کیست دیگر؟!

یا سنگی پرتاب می کنی به سوی خود

و یا گلوله ای را شلیک!

لی لی حقیقت
دیدگاه  •   •   •  1392/03/7 - 17:02
+3