تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از وقتــی رفتــی

اشک هایم آواره شـده اند ،

دیگر شانه ای ندارند

که پناهشان باشد
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 17:06
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زخمی به پهلو دارم....روزگار بر آن نمک میباشد...من از شدت درد پیچ و تاب میخورم.....و همه گمان میکنند و میگویند که من زیبا میرقصم..
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:08
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چنان دل کندم از دنیا
که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خویش
که مرگ من تماشاییست
مرا در اوج میخواهی !
تماشا کن! تماشا کن
دروغین بودم از دیروز
مرا امروز تو حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال من
همه از من گریزانند..... تو هم بگذر از این تنها..........
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 20:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقد خوبه که فک کردی میتونم فراموشت کنم و راحت تر تونستی بری...
خوشحالم که تا آخرین لحظه نفهمیدی چقد دوست دارم...
نمیدونم شایدم یه روزی بدونی...این که اون روز دیر شده باشه یا نشده باشه برام فرقی نمیکنه
چون نمیذارم باهام بمونی...
نه اینکه من بی رحم شده باشم...
میترسم دل پر خونم اذیتت کنه...
از خدا میخوام هیچوخ منو خاطراتمونو به یادت نندازه
میترسم
میترسم تو هم مثل من درد بکشی...
خدا دردای اون مال من لبخند و خودت دوباره به لباش برگردون...
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 20:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چـه چـیــز در ایـن جـهـان ،(؟)

غـریـبـانـه تـر از زنـی اسـت كـه

خـودش را و تـنـهـایــی اش را بـغـل مـیـكـنـد (!)
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 17:42
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقـتـے حـس میڪنم
جایــے در ایــטּ ڪره ے خاڪے
تــو نفـس میڪشـے و مـטּ
از هــماטּ نفـس هایتـــ نفـس میڪشم آرام مــی شوم
تـو بــاش هـوایـتـــ ! بـویـت!
بـراے زنده مانـدنـم ڪافـــے ست
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 16:28
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
هی روزگار
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 16:12
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بدترین حالت ماجرا این است که طاقتمان تمام شود، و به روی خودمان نیاوریم و تا زمان مرگ ادامه دهیم"فرشته احمدی"
2 دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 19:50
+7
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
██◄چشمانت بودای جوانی ست كه راه را بر واژه های نجیبم بسته است►██
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دخترم می پرسد
بابا
عشق چیست؟
نه از احساسم میگویم
نه فلسفه میبافم
دخترم
این روزها
عشق
یک تختخواب است
یک تو
یک دیگری
و دیگر هیچ
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:31
+1