تب عشق
دسته:فاقد دسته بندی
79 کاربر

2489 پست

       
اینجا مکانی برای دلنوشته هاست.....!!!
حرف دلت رو امروز بزن ! اگر امروز گفتی ... اسمش"حرف دل" است اگر نگفتی ... فردا می شود" درد " دلت !!!

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

تب عشق

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 79 کاربر · 2489 پست
hadith
hadith
انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت.بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته....
دکتر شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:46
+2
hadith
hadith
چه بسیارند برادران در كنار كاسه‌ها، و چه اندك‌اند به هنگام حوادث روزگار.
امام علی (ع)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:37
+4
hadith
hadith
دستانم بوی گل می داد، مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند، اما، کسی فکر نکرد که شاید گلی کاشته باشم. چگوارا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:29
+3
hadith
hadith
کوتاه زندگی کن، اما زیبا و پرمعنا. (هولارد)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:15
+4
hadith
hadith
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی، ناله نکن! خاموش باش! قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟! تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی! (دکتر علی شریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:10
+4
hadith
hadith
تقدیم به ...
شادم كه در شرار تو مي سوزم
شادم كه در خيال تو مي گريم
شادم كه بعد وصل تو باز اينسان در عشق بي زوال تو مي گريم
پنداشتي كه چون ز تو بگسستم ديگر مرا خيال تو در سر نيست
اما چه گويمت كه جز اين آتش بر جان من شراره ديگر نيست
شب ها چو در كناره نخلستان كارون ز رنج خود به خروش آيد
فريادهاي حسرت من گوئي از موج هاي خسته به گوش آيد
شب لحظه اي بساحل او بنشين تا رنج آشكار مرا بيني
شب لحظه اي به سايه خود بنگر تا روح بي قرار مرا بيني
من با لبان سرد نسيم صبح سر مي كنم ترانه براي تو
من آن ستاره ام كه درخشانم هر شب در آسمان سراي تو
غم نيست گر كشيده حصاري سخت بين من و تو پيكر صحراها
من آن كبوترم كه به تنهائي پر مي كشم به پهنه درياها
شادم كه همچو شاخه خشكي باز در شعله هاي قهر تو مي سوزم
گوئي هنوز آن تن تبدارم كز آفتاب شهر تو مي سوزم
در دل چگونه ياد تو مي ميرد ياد تو ياد عشق نخستين است
ياد تو آن خزان دل انگيزيست كاو را هزار جلوه رنگين است
بگذار زاهدان سيه دامن رسوا ز كوي و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بيالايند اينان كه آفريده شيطانند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 00:54
+2
mitra
mitra
بر که نمیگردم ، هیــــــــــــــچ !

عطـــر تنـــــم را هـــم

از کـوچــــه هـای پشـــت سرم جمـــع می کنــم

که لــــم ندهـــی روی مبــــل های "راحتــــی"

با خــاطـــــــره هایـم قـــدم بـــزنی !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 22:25
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دست هایت که مال من باشد ...!
هیچکس..!!
مرا..!! دست کم نخواهد گرفت ..!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 22:09
+9
mitra
mitra
از شمع سه چيز آموختم:
ايستاده بميرم,
بیصدا بميرم ,
بياد و برای عشق بمیرم...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 13:02
+9
سحر
سحر
تنهایی یعنی حسرت پیاده روی در هوای دونفره...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 12:45
+9