اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر

4317 پست

       
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافای باحال

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پارتی بودیم... مامورا ریختن تو خونه عکس داریوش به دیوار بود بهش اشاره کرد و گفت:...........از این شهید خجالت بکشین! همه از خنده افتاده بودن کف اتاق :)) :)) =))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:17
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اینقدر بدم میاد وقتی میریم عروسی آهنگ قدو بالای تو رعنارو بنازم رو میذارن
همه به من نگاه میکنن :| :))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:16
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت:”خدابیامرزتش،راحت شد”
با لبه ی سینیه حلوا بکوبن دهنش اونم راحت شه بیاد پیش من!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:14
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توی ایستگاه مترو بودم؛یه پسره میخواست به یه دختره شماره
بده،یهــو یه پیرزنه برگشت بهش گفت:
خجالت بکش! این جای خواهرته!
پسره هم گفت:
من نباید شمارۀ خواهرمو داشته باشم؟
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:10
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضیاهم بودن که ادعاشون میشد مرگم نمیتونه مارو از هم جدا کنه ولی سر پسوورد فیسبوک یا چک کردن موبایل از هم جدا شدن ...!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:09
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:06
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورد هم داشتیم
پسره میخواسته کمد دیواری بزنه تو اتاقش ،
زنگ زده قدِ دوست دخترشو پرسیده ..!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 21:05
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺑﺸﻢ ،
..
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
..
ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﻔﺮ ﺧﺎﺭﺟﯽ ، ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﻣﯿﺸﻢ

گفته باشم...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:44
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز یه سر رفتم محله قدیممون ،
همه خونه ها و مغازه ها و آدما رو یه دل سیر نگاه کردم
ولی هیچ حس خاصی بهم دست نداد …

اینکه هنوزم تو همون محله زندگی میکنیم امکان داره تاثیر گذاشته باشه...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:41
+5