اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر

4317 پست

       
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافای باحال

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
مهراوه
مهراوه
- اعتراف می کنم که: تا سن 13-12 سالگی با روسری می نشستم جلو تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت می کشیدم. زیاد می خندید، فکر می کردم بهم نظر داره.{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:49
+8
مهراوه
مهراوه
- اعتراف می کنم که: امشب بعد از 1 سال به این معما پی بردم که آقاجونم مسواکش رو کجا قایم می کنه که من نمی بینم. بارها دیدم که داره مسواک می زنه اما به محض اینکه بعدش می رم مسواک بزنم مسواکش غیب می شه. خب زیاد پیچیده نیست از مسواک من استفاده می کرده!{-8-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:46
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
نيمه گـُمشده ام نيستي كه بـا نيمه ي ديگــر به جُستجويت برخيزم
تو… تمام گُمشده مني . . .
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:41
+6
مهراوه
مهراوه
من یه خواهر دارم یک سال از خودم کوچکتره..بچه که بودیم همیشه لباسهای شبیه به هم میخ[!]م مثل دوقلوها
راهنمایی که میرفتم یه لباس داشتم عکس میکی موس روش بود.عاشق این لباسه بودم
یه روز که شسته بودمش روی طناب که پهنش کردم یهو باد اومد و بردش
من هم بدون هیچ عذاب وجدانی بلوز خواهرمو برداشتم و گذاشتم توی کمد خودم!
خواهرم خیلی گریه کرد از گم شدن بلوزش ولی من که عذاب وجدان نداشتم{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:33
+3
مهراوه
مهراوه
اعتراف میکنم
وقتی توی خونه تنهام و میخوام برم دوش بگیرم تلویزیون رو با صدای بلند روشن میذارم.
نه اصلا هم نمیترسم{-53-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:29
+3
مهراوه
مهراوه
سوسک چندش اوره ولی مارمولک فوق العاده ترسناکه یعنی اژدها در برابرش زیبای خفته است{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:16
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
khabam ya bidar shabake 2 dare music video az babak jahan bakhsh pakhsh mikone oonam dooset daram
10 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 00:08
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
بچه ها سال تحویل میرم حرم امام رضاهمتونو دعا میکنم
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 23:47
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
برگی دیگر از خاطرات فتحعلی شاه:
سفره ی هفت سینمان را چیده ایم که سین هایش به ترتیب زیر است:
سوسن
سوگل
سبزه رو(او را از جنوب کشور گرفته ایم)
سپید رو(او را از شمال کشور گرفته ایم)
سینه بدن(او همه ی بدنش سینه است)
سارا(هندی میباشد ودر ازای الماس کوه نور او را گرفته ایم)
و سیمین(که به تازگی از نادر نامی جدا شده وبه عقد ما در آمده)
لحظه شماری میکنیم که توپهای تحویل سال را در کنند تا به سفره ناخونک بزنیم.
----------------------------------------------------
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:50
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
یه اغذیه فروشی نزدیک ما هست ، ساعت ۲:۳۰ – ۳ میبنده میره خونه نهار !

(کور شم اگه دروغ گفته باشم!)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:52
+5