اعترافای باحال
دسته:فاقد دسته بندی
86 کاربر

4317 پست

       
اعترافای باحالتونو بزارید تا همه با هم بخونیمشون...لایک یادت نره ها

امتیاز به گروه

[بروز رساني]

آخرين امتاز دهنده:


کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافای باحال

گروه عمومی · فاقد دسته بندی· 86 کاربر · 4317 پست
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خودمونیما....ما هم یبار فک کردیم اروپایی هستیم....سال نو مون با برف شد...عین کریسمس
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:25
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
کلافــــه شـــــدن یعنـــــی: دلتنگِ کسی باشی ؛ که نیست ....حوصله کسی را نداشته باشی؛ که هست...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:08
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
ناراحت نشو اگه كسي يه نفر ديگه رو به تو ترجيح داد.. چون تو نميتوني يه ميمون رو متقاعد كني كه عسل شيرين تر از موزه...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:03
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
بدون شرح
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 17:42
+3
ronak
ronak
دریاخروش خودرا با موج تعریف میکند
آسمان خروش خودرا با ستاره ها تعریف میکند
جنگل خروش خودرا با درختان تعریف میکند
خداوند خروش خودرا با طبیعتش تعریف میکند
ومن خروشم را با تو تعریف میکنم
دوستت دارم....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 19:33
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج میکند ولی تغییر نمیکند. یک مــرد به این امید با همسرش ازدواج میکند که تغییر نکند، ولی تغییر میکند.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:23
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مردتا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:15
+3
ronak
ronak
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم:
من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم .....
وچقدر دلم میخواهد بشنوم:
کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ..... مگه دست خودته ؟
رفتن به این راحتی نیست !
اما .... نمیدانم چه حکمتیست که آدمی ؛ همیشه اینجور وقتها
میشنود :
به جهنم ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:18
+6
ronak
ronak
تقصير برگ ها نيست...آدم ها همينند نفس كه مي دهي ..له ات مي كنند....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 13:11
+5
ronak
ronak
در این روزهای خالی از تو، در کوچه های تنهایی انقدر قدم میزنم تا نفسم بگیره
میدانم گفتن این دردها درمانی نیست بر زخمانم ولی در این راه دشوار یاد تو التیام بخش روح و روانم شده
این دل برایت انقدر تنگ شده که تپیدن فراموشش شده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 12:54
+3