سحر
من دارم سعی میکنم ، همرنگ ِ جمــاعت شوم !
امّـا !
میشود کمکم کنید !؟
آی جمـــاعت !
شما دقیقــا" چه رنگـی هستید !!!؟
سحر
دوستت دارم تکه کلام بعضی هاست!
بی جهت به آن تکیه ندهی
سحر
چگونه پاک کنم
تصویرِ مهربانی هایــــــت را
و جای اش
تـــــوی سنگدل این روزها را بنشانم
چگونه...؟!
سحر
وقتی دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم
که بدونم لایق تو
دلم و از مال دنیا
به تو هدیه داده بودم
با تموم بی پناهیم
به تو تکیه داده بودم
هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم
اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبی سر سپردی
بدون اینو که دل م
سحر
می پوشانم
دلتنگیم را با بستری از کلمات
ولی باز کسی در دلم تو را صدا میزند........
سحر
ماندن همیشه خوب نیست،
رفتن هم همیشه بد نیست،
گاهی رفتن بهتر است.گاهی باید رفت.
باید رفت تا بعضی چیز ها بماند.
اگر نروی هر انچه ماندنیست خواهد رفت.
اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند.
گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد،
مثل یاد،مثل خاطره ،مثل غرور،
و انچه ماندنیست را جا گذاشت،مثل یاد،مثل خاطره،مثل لبخند.
رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی،بروی.
و ماندنت
سحر
مردا مثل جای پارک
میمونن . خوباشون قبلا اشغال شدن و اونایی که موندن یا خوب نیستن یا دم در خونه
مردمه !
سحر
واسه ابرای سیاهِ آسمان
واسه مشقایِ سفیدِ کودکان
واسه شبهای کویرِ این زمان
نگرانم؛نگرانم؛نگران..
سحر
هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود
دري ديگر باز مي شود
ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم