یافتن پست: #ات

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در بدترین روزها امیدوار باش زیرا


که زیباترین باران ها از سیاه ترین


ابرهامیبارند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 21:20
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 21:16
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از تفریحاتی که دارم اینه که هر وقت میریم شهربازی
چندتا پیچ و مهره با خودم ببرم
هر وسیله ای که سوار میشیم به بغل دستیم ک اصولا آدم ترسوویه
بگم:یا خدا این دیگه از کجا باز شد؟ :)))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 20:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░
باران معجزه ایست که

هرگز اتفاق نمی افتد

انگار مرده ایم

این هجوم شکلها و خنده ها و آه

تعبیر
.
تلخی
.
بیش
.
نیستند ░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:36
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اومدم یه فیلم دانلود کنم time داد که 8سال و 6 ماه و 21 ساعت دیگه دانلود تموم میشه . . :|
من :|
لپ تاب :|
ایرانسل خطاب به مبین نت :|
مخابرات :|...
ایست بازرسی سر اتوبان بابایی :|
پسرم تو 8 ساله آینده :|
شوهر آیندم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞حرف ها را می ریزم در ساک و

ساکت از کنار تو می گذرم۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞می گذارم چشم ام

لوح باستانی آن اندوهی باشد۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞که راز خلقت اجدادت را در آن می خوانی

ساک ات را کنار پلک ام بگذار۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞بردار ، ساکی پر از حرف ...

تا بگذری از کناره ها۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞با من .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:33
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اقا یه وضع ناجوری شده دیگه نمیشه سر کرایه با راننده تاکسیا بحث کرد دیروز سوار یه تاکسی شدم تا نشستم زرتی اون اهنگ رپه که راجع به راننده تاکسیاست رو پلی کرد لامصب ادمو تو معذوریت اخلاقی شدید قرار میده مخصوصا اون تیکه ای که میگه تو که سر و وعضت کلی می ارزه از همنجا از رپر های عزیز عاجزانه خواستارم اهنگی در راستای نمره گرفتن از اساتید گرام تهیه و پخش نمایید بابااااا عوض این اهنگ قر دارا که فقط از دانشگاه به عنوان محلی برای عاشق شدن نام برده میشود یه چیزی بسازید درد وااقعی ما دانشجو ها رو بگه.والا
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:30
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معمولا اون دسته از آدمایی که هندونه زیر بغلت میزارن همونایی هستن که پوست موزَم زیر پات میندازن ......
کثافطااااااااا !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفتم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو میزنم به سنگِ قبرش
خانومه اومده میگه می خواى فاتحه بخونى؟
میگم پ ن پ کلید نیاوردم موندم پشتِ در
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:25
+2
کاشکی چشمات مال من بود
  توسرت خیال من بود
  مثل من که آرزومی
  آرزوت وصال من بود
{-31-}


دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 19:23
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ