یافتن پست: #ات

mitra
mitra
یک روز مردی در حال عبور از خیابان کودکی را مشغول جابجایی بسته ای دید که از خود کودک بزرگتر بود، پس به نزدیکش رفت و گفت: عزیزم بگذار تا کمکت کنم. مرد وقتی خواست بسته را بردارد دید که حتی حملش برای او مشکل است چه برسد به این بچّه. کمی که رفتند مرد از کودک پرسید چرا این بسته را حمل می کند؟ کودک در پاسخ گفت: که پدرش از او خواسته است. مرد پرسید: چرا پدرت خودش این کار را انجام نداد؟ مگر نمی دانست که حمل این بسته برایت چقدر سخت است؟ کودک جواب داد: اتفاقا مادرم هم همین حرف را به پدرم زد ولی او گفت: "خانم بالاخره یه خری پیدا می شه به این بچّه کمک کنه دیگه!"
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 15:52
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ،
از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ،
از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره !
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 15:52
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
لحظاتی را طی کردم تا به خوشبختی برسم :
اما وقتی رسیدم دیدم خوشبختی همان لحظات بود
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 15:09
+9
zahra
zahra
کاربردهای مختلف " مردن " در فرهنگ بیانی ما برو بمیر : برو گمشو بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد می میرم برایت : عاشقتم می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد مردیم تا ... : صبرمان تمام شد مرده : بی حال مردنی : نحیف و لاغر مردم : خسته شدم من بمیرم ؟ : راست می گی !!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 14:59 توسط Mobile
+5
mah3a
mah3a
همیشه خوب خداحافظی كنید!
گاهی همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌افتد
كه فرصتی برای یك خداحافظی خوب پیدا نمیكنید !
گاهی جای بوسه‌ای كه هنگام خداحافظی نكرده‌اید،
تا ابد درد می‌كند...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 14:12
+4
payam65
payam65
« مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم! »
آخرین ویرایش توسط payam65 در [1391/01/16 - 13:35]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 13:33
+2
reza
reza
خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 13:07
+4
zahra
zahra
بعضی وقتا کسی تو زندگیت هست که اصلا لازم نیست تو آغوشت بگیره فقط با نگاه گرمش... بدون حتی گرفتن دستات ....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 12:50 توسط Mobile
+7
ALI SHABAN
ALI SHABAN
همچین زنی رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسيد
حتی وقتی آرایش نداره
موهای دست و پاش یه کم در اومده
دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره
موهاشو برات براشینگ نکرده
پیژامه ت رو پوشیده
ولی خودشو گوله کرده تو تخت
تو جای خالیِ تو که هنوز گرمای تنتو داره
که سرشو فرو کرده تو بالشت
که بوی تنتو -نه ادکلنت- بوی تنتو با لذت
با هر نفسش بکشه توی ریه هاش
همچین زنی رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت
و با همه شلختگی ظاهریش عاشقونه بوسش کرد
تا احساس امنیت کنه که مردش همه جوره دوسش داره
{-35-}{-35-}{-35-}به سلامتی همه خانم هایی که با وفا زندگی رو محکم میکنند.{-35-}{-35-}{-35-}
آخرین ویرایش توسط ART_MAN در [1391/01/16 - 12:50]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 12:46
+10
zahra
zahra
وقتی میری تو پروفایل فلان کاربر گرامی تا ببینی چه حرفای قشنگی زده..یه دفعه بر میخوری به جملاتی از قبیل : copy past
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 12:38 توسط Mobile
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ