رضا
به چشمای خودت قسم دیگه بهت نمی رسم وصال تو خیالیه وای كه دلم چه حالیه بازیای عروسكی آخ كه چه حیف شد...................
sasan pool
تو رو خدا سریال ایرانی نگاه کن کلاتر سری اولش یک زن داشت این کلانتر توی این سری جدید زن کلاتر متهم به قتل شده و اصلا همسر یک بابای دیگه شده.بعد کلانتر هم بهش میگه دخترم.نمیدونم توی این شهر به این بزرگی کسی و پیدا نکردین نقش یک زن بازی کنه.کاری خاص هم که نداره فقط زنه باید گریه کنه.
mitra
وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
مهسا
ایـن روزهــا عجیـب دلـم بـچگـی مـی خواهـد خستـه ام فـقط یـک قـلم لطـفاً می خواهـم خـودم را خط خـطی کنـم !
مهسا
اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت ؟ خودمانيم ... زمين اين همه نامرد نداشت!
مهسا
آدمی که می خواهد برود می رود داد نمی زند که من دارم می روم آدمی که رفتنش را داد می زند نمی خواهد برود داد می زند که نگذارند برود حتی شده در ناخودآگاه...!
مهسا
وقتی که من را دور می زنی یادت باشد عشق را در میدان من آموختی دوباره به من ! خواهی رسید.
به چشمای خودت قسم
1390/10/21 - 10:02دیگه بهت نمی رسم
وصال تو خیالیه
وای كه دلم چه حالیه
بازیای عروسكی
آخ كه چه حیف شد كودكی
یه كم برس باز به خودت
می خوام بیام تولدت
اونوقتا اینجوری نبود
راهت به این دوری نبود
حالا كه عاشقت شدم
نیستی دیگه مال خودم
پاییز چه فصل زردیه
عاشقیم چه دردیه
گم شده باز بادبادكم
تو نمی یای به كمكم ؟
می خوام دستاتو بگیرم
تو بمونی من بمیرم
عاشقی ام نوبتیه
آخ كه چه بد عادتیه
من نگرانم واسه تو
قبله ی دیگران نشو
اشكم به این زلالیه
دل تو از من خالیه
تو مه عشق تو گمم
هلاك یه تبسم
تو شدی مال دیگری
چه جور دلت اومد بری
قفلا كه بی كلید شدن
چشا به در سفید شدن
چه امتحان خوبیه
دوریت عجب غروبیه
بارون شدیده نازنین
از تو بعیده نازنین
خاطره رو جا نذاری
باز من و تنها نذاری
اونوقتا مهمونت بودم
دنیا رو مدیونت بودم
اونقتا مجنونم بودی
كلی پریشونم بودی
قصه حالا عوض شده
صحبت یه تولده
قلبت رو دادی به كسی
یه كم واسم دلواپسی
می ترسی كه من بشكنم
پشت سرت حرف بزنم
من منی كه بوسیدمت
تو اون غروب كه دیدمت
تو واسه من ناز می كنی
ناز می كشم باز می كنی ؟
این رسمشه نیلوفرم
من كه ازت نمی گذرم
ستارمون یادت می یاد
دلواپسم خیلی زیاد
فقط تماشا می كنی
بعد عشق و حاشا می كنی
می گی گذشت گذشته ها
چه راحتن فشرته ها
سر به سرم كه نذاری
بگو یه كم دوسم داری ؟
نمی مونی من می مونم
میری یه روزی می دونم
اولا مهربونترن
اونایی كه همسفرن
اشك منم كه جاریه
نگه دار یادگاریه
می سپرمت دست خدا
یه كم دوستم داشتی بیا