ronak
گــــفته باشــــم !.!.! گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم! حتی برای "تو"... که سالها منتظرت بودم..!
ronak
گریان شده. همچو دختری کوچک پایش را ب زمین می کوبد و تمام تو را می خواهد دلم...............!!!
رضا
می نویسم: " د ی د ا ر" تو اگر بی من و دلتنگ منی یك به یك فاصله ها را بردار
رضا
نه در رفتن حرکت بود نه در ماندن س[!]. شاخه ها را از ریشه جدایی نبود و باد سخن چین با برگها رازی چنان نگفت که بشاید. دوشیزه ی عشق من مادری بیگانه است و ستاره پر شتاب از گذرگاهی مایوس بر مداری جاودانه می گردد. احمد شاملو
رضا
ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام ببخش اگر دستانم ، براي نگاه داشتنت كوچك بود ببخش مرا اگر در قلبم جا شدي...................
khahesh miknam fadat
1390/10/18 - 22:53ok
1390/10/18 - 23:01