دلم میخواهد مونثی را کنار بگذارم ! مذکر باشم فقط برای یک شب ، همین امشب سیگاری روشن کنم ، دست در جیب ، بی خیالِ بی خیال کنار اتوبان را بگیرم و قدمهایم را یکی یکی دود کنم بی ترسِ نگاه های خریدار مذکرها مذکر که نه ، نر ها !
نقطه چین میگذارم زندگیم را پر از جای خالی پر از حس مبهم در این دنیای ویرانه ی من شلوغی جایی ندارد. سکوت میکنم تا همه بگویند موافق است اما نمیدانند سکوتم به معنی جاهای خالی است که هیچ وقت پر نشد