یافتن پست: #باران

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای باران نوای دل انگیزی شد چه فرقی می كند برگ سبز كدام درختی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 15:12
+9
mah3a
mah3a
از آدمها دلگیر نشو...!!
نیش زدن طبیعت شونه...!!
سال هاست که به هوای بارانی می گویند...!!!
* خــــــراب*...!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 14:18
+4
امید
امید
عشق یعنی سالهای عمرسخت
عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ
عشق یعنی با "خدایا" ساختن
عشق یعنی چون همیشه "باختن"
عشق یعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یك تمنا یكنیاز

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

زیر باران دست تو دردست او
عشق یعنی خون دل یعنی جفا
عشق یعنی درد و دل یعنی صفا
عشق یعنی یك شهاب و یكسراب
عشق یعنی یك سلام و یك جواب
عشق یعنی یك نگاه و یك نیاز
عشق یعنی عالمی رازو نیاز
عشق یعنی همچو لیلا خون شدن
یا چو مجنون راهی صحرا شدن
عشق یعنی تیشهفرهاد ها
عشق یعنی عالم فریاد ها
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:49
+2
مهسا
مهسا
دلگير نشو از آدما... نيش زدن طبيعتشونه!! سال هاست که به هوایِ بارانی مي گویند : "خــــــراب...!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:16
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو حرفت را بزن ....!
چه کار داری که باران نمی بارد ...؟!!!
اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی کنند
دست خودشان نیست .....
به شرط چاقو به دنیا آمده اند
و تا پیراهنت را سیاه نبینند
باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی ....!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:45
+4
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
نه هوا ابریست
نه بارانی می بارد...
پس بهانه دلم برای این همه سنگینی چیست....!!!؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 12:53
+6
payam65
payam65
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر جز درد خوشبختیم نیست

ای دوچشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشت
هر کسی را تو نمی انگاشتم

درد تاریکیست در خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه الودن به چرک کینه ها
در نوازش نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 00:13
+2
مهراوه
مهراوه
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !

نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .

دست ِ قاضـــــــــی داد !

نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .

به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !

کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !

نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . .

با دانه ای گنــــــدم . . .

به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:47
+7
payam65
payam65
اين ابرها عقيم اند باران نخواهد آمد

دريا مپيچ بر خود توفان نخواهد آمد

ديشب پدر دوباره بي نان به خانه بر گشت

جايي كه سفره خالي ست ايمان نخواهد آمد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:08
+2
payam65
payam65
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم
آخرین ویرایش توسط payam65 در [1391/01/14 - 11:53]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 11:52
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ