یافتن پست: #باران

ronak
ronak
در Romantic
باران ترانه ندارد چشمهای تو ترانه ساز شبهای بارانی من است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:54
+2
ronak
ronak
در Romantic
نیا باران زمین جای قشنگی نیست ، من از اهل زمین هستم ، خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ، ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست می دارد...
7 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:27
+6
ronak
ronak
در Romantic
دنیا نباشد ! فقط کوچه ای باشد و باران و دوستی که زلال تر از باران است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:23
+6
رضا
رضا
هنوز تمام پنجره ها را به نام تو باز می کنم هنوز باران را تلنگر انگشت های تو می دانم بر ذهن مه گرفته ام هنوز خش خش برگ ها را به پای قدم های تو می نویسم ! هنوز باد که خودش را به در می کوبد از جا می پرم : آمدم ! آمدم ! و تمام درها ، به هوای تو باز می شوند ! تا زمزمه کند....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:04
+3
رضا
رضا
چشمهایت سیراب سراب و نگاهم، تاول زده از تابش تشنگی برویم دعای باران بخوانیم ‍. تو با دل من من با دل تو باور کن با لبخند چترهایمان بر می گردیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:12
+5
امید
امید
پارسال با او در زیر باران راه می رفتم ، امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشک هایم دیدم ، شاید باران پارسال اشک دیگری بود !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 01:10
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
در Romantic
باران ببارد یا نبارد چتر داشته باشم یا نداشته باشم پائیز باشد یا نباشد هیچ کدام برایم فرقی ندارد / من از تمام رمانتیک های آبکی خسته شده ام ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:47
+4
-1
ronak
ronak
در Romantic
نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:24
+5
ronak
ronak
در Romantic
زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود! یک عمر پا به پای غمت اشک ریختم در هیأتت همیشه غذا بود،جا نبود! غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود از من گذشت دختر باران! ولی بدان این رسم عشق بازی پروانه ها نبود با آخرین قطار از این شعر دل برید مردی که هیچ وقت برایت "خدا نبود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 13:14
+4
ronak
ronak
کشتی نسازای نوح،طوفان نخواهدآمد! برشوره زاردلها باران نخواهدآمد! شایدبه شعرتلخم خرده بگیری اما! جایی که سفره خالیست ایمان نخواهدآمد! رفتی کلاس اول،این جمله را عوض کن! آن مرد تا نیاید،باران نخواهد آمد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:43
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ