حمید
بارانِ سر سبزي باش نه سيلاب غرض ورزي
ronak
باران آهسته میبارید و هوا سرد شده بود کودکی که زیر باران ایستاده بود میگفت: خدایا گریه نکن همه چی درست میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ronak
روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .
رضا
آلاله های دشت من ماتم گرفتيد ؟
عاری است بر روح شما باشيد نوميد
جان نهال سينه ام ديری است تشنه
آلاله های دشت من باران بباريد
درد فراق قلب من دردی است جانكاه
آلاله های دشت من اميد كاريد
آه و فغانی بر سرم كرده است حمله
آلاله های دشت من فرياد رانيد
سرو روان پيكرم گشته خميده
آلاله های دشت من چون سرو مانيد
دشمن اگر بر چشم خيسم گشت آگاه
آلاله های دشت من خامش نمانيد
دادم دل و دينم بر آن زيبای خفته
آلاله های دشت من اين را بدانيد
آمد ندا زان يار شمس بی نشانه
آلاله های دشت من ماتم مگيريد
ali rad
از بس که در خیالم باریده ای واژه هایم خیس از تو اند تو تنها باران منی که پشت شیشه نمی مانی
ali rad
گاهی باران هم دغدغه اش باغچه نیست گاهی از غصه تنها شدنش می بارد
ronak
در خلوت كوچه هایم باد می آید اینجا من هستم ؛ دلم تنگ نیست.... تنها منتظر بارانم تا قطره هایش بهانه ایی باشند برای نم ناك بودن لحظه هایم و اثباتی بر بی گناهی چشمانم..
aB'Bas S
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من
ronak
باران می بارد ... کاش تو باشیُ یک خیابان که انتها نداشته باشد ...