یافتن پست: #بد

korosh
korosh

ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی حیف نون ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ!

ﻗﺮﺍﺭ میذارن ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !

ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ

ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ

ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ می زنه رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ میگه  ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !

حیف نون بهش می گه بابا راننده منم ، فقط بگین چی شده ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 04:00
+5
be to che???!!
be to che???!!

بچه ها خیلی میفهمند...
هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است


حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند.


در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.


از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است !


اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.


مهريه و شير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي داييمختار با پدر خانومش حرفش بشود دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند!


اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. ميگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد. ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.


قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك كاري ميكند.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 01:14
+3
behzadsadeghi
behzadsadeghi
ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ! ﻧﻮﮐﺮﺗﻢ ! ﺩﺍﺩﺍﺵ ! ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ ! ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺻﺒﺢ، ﺳﺎﻋﺖ ٧ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻓﺮﻭﺵ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﮑﻦ . ﺷﺎﺭﮊ ﺟﺎﻳﺰﻩ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻋﻤﺖ ! 1000000 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺷﺎﺭﮊ ﮐﻨﻢ 100 ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﯼ ! ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺑﺎﻧﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻧﮕﻮ! ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ ! ‌ ﻧﮑﻦ ﭘﺪﺭ ﻣﻦ ! ﻧﮑﻦ ﺑﻲ !........ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭘﯿﺸﻮﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻢ؟ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟ ﻧﻨﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟؟؟؟ﮐﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟؟ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻮﻭﻭﻭﻥ ﻣﻦ ﺍﺧﻪ ؟ ﺩﺱ ﺍﺯ ﺳﺮﻡ ﻭﺭﺩﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺭ |: ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺧﻂ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭﻟﻪ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 00:42
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

من به خاطر تو پاییز می شوم ، زمستان می شوم ، اما بدان بی تو ، این آخرین بهاریست که برایت سخن از تابستان می زنم .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 00:24
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

می خوام امشب دلم رسوا کنم ، هرچی تو سینه دارم پیدا کنم ، می خوام امشب با یه عالم کلمه ، تو رو معنا بکنم گرچه کمه ، می خوام امشب با دو تا جام شراب ، دل دیوونه کنم خراب خراب ، می خوام از رو نت های توی صدات ، بنوازم یه ترانه راست راست ، می خوام از صحن دو تا چشمای تو ، دل دیوونه بدزدم مثل تو ، می خوام از هر تب و تاب و بی قرار ، بکنم از هر بی قرار قرار قرار ، می خوام از هر گل بوسه رو لبام ، ای وای جوهر خودکارم تمام .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 00:06
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

موقعی که داری واسه به دست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه به دست آوردن تو میدوه .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 23:48
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره ، چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی ، مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری ، همینطوره مگه نه ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 23:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نیمه شبی خواهم رفت،از دنیایی که مال
من نیست.از زمینی که بیهوده مرا بدان
بسته اند...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 23:01
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد

ستایش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گیرد به هر دو سرای

ازو شادمانی وزویت غمیست

وزویت فزونی وزویت کمیست

خرد تیره و مرد روشن روان

نباشد همی شادمان یک زمان

چه گفت آن خردمند مرد خرد

که دانا ز گفتار از برخورد

کسی کو خرد را ندارد ز پیش

دلش گردد از کردهٔ خویش ریش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:54
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

میخوام ایــن دلگریه هارو از چشــای تو بدزدم
یه نگاه به خونه بنداز هیچکی با تو نیست بجزغم
یه نـگاه به خــونـه بنـداز! یه نــگاه آیــــنـه ی دل
میبینی؟ هیچی نمونده! هیچی جز فکرای باطل

بسه این همه بهونه، بسه دیگه، بسه دیگه
بسه اشکای شبونه، بسه دیگه، بسه دیگه

میخوام این غمگریه هارو از چشـای تــو بدزدم
بگو از هرچی که میخوای بگو از هرچی بجزغم
بـگــــــو از زنــدگـــیٍ نــــو، بـگـــو از روزای روشن
دل بکن ازین سیاهی شیشه ی اندوه و بشکن
بردیا نجفی.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:41
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ