یافتن پست: #بد

MiSs Roya
MiSs Roya
بدون من...
دیدی که سخــــت نیســـــت
تنها بدون مــــــــــن ؟!
دیدی که صبح شد
شب ها بدون مـــــــــن !
این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند…
فرقی نمی کند
با مــــــن …بدون مــــــن…
دیــــــروز گر چه ســـــــخت
امروزم هم گذشت …!
طوری نمی شود
فردا بدون من
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:43
+1
binam
binam
در CARLO
کاش میمرد این ساعت دلتنگی

و کاش نگاهم بدون تصور خاطراتت بسته میشد

نه غروب برایم معنی دارد نه طلوع

نه سکوت را میفهمم نه شلوغی را

کاش بمیرد این ساکن شدن

بمیرد این روزهای ساده و بی تو گذشتن

حتی مـــــــــــرد بودن را دیگر دوست ندارم

نه مرد نه زن دیگر هیچ چیز را دوست ندارم

سکوت کنم و دلم را ببندم روی تمام احساسات

که این خانه خراب از ابتدا هم خانه خراب بود





بی نام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 22:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا شده دلت پر باشه و نتونی حرفی بزنی؟؟؟؟

نا خود آگاه اشکت جاری بشه ......

بدون اینکه احساس کنی ......

راست و حسینی بگو :

گریه ی کدوم سخت تره .......

1) مرد

2) زن

درد دلی داشتی خواستی بگی گوش میکنیم .......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:40
+4
sanaz
sanaz
در CARLO
اگه نیایی
می دونم آسمون رنگ چشای تو داره
می دونی شب مهتابی پیش تو کم می یاره
می دونم مرغهای ساحل واسه تو دم میزنن
می دونی شن های ساحل واسه تو جون میبازن
می دونم اگه بری همه اونا دق می کنن
می دونی بدون تو یه کنج غربت میمیرم
می دونم با رفتنت آرزوهام سراب میشه
می دونی اگه نیای بدون تو چه ها میشه
می دونم اگه بخوای می تونی باز تو بیای
تو بیای پا بزاری بازم روی دوتا چشام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:33
+6
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻃﺮﻑ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﻧﻮﺷﺘﻪ : " ﻟﻌﻨﺘﯿﺎ !.. ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮐﻮ
ﺑﺴﺘــــﻦ |:
ﺑﻌﺪ ﮐﻠﯽ ﻣﻠﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ
ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﮐﻪ:
+ ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﻧﮕﻮﻭﻭﻭﻭ !!
+ ﺗﻮﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﯽ؟؟
+ ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟!
+ ﻧــــــــــــﻪ ! ﻣﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ!
+ ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪ، ﺭﻓﺖ |:
+ ﻣﻮﻗﺖ ﺑﺴﺘﻦ ﯾﺎ ﺩﺍﺋﻤﯽ؟؟
+ﻣﯿﺸﻪ ﻟﯿﻨﮏ ﺧﺒﺮﺷﻮ ﺑﺬﺍﺭﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎ؟؟؟
ﻓﻚ ﻛﻨﻢ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺴﺘﻦ ﺍﻳﻨﺎ ﺗﻮﺵ ﮔﻴﺮ ﻛﺮﺩﻥ ((((((((((((:
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:32
+7
sanaz
sanaz
در CARLO
کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:07
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺗـﻮ ﺟـﺎﺩﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿـﺮﯼ ﺑﻌـﺪ ﺗـﺎﺑﻠـﻮ ﺯﺩﻩ :
“ﺧﻄـﺮ ﺭﯾـﺰﺵ ﮐـﻮﻩ”
ﺧـﻮ ﺍﻻﻥ ﺩﻗﯿـﻘﺎ ﭼـﯽ ﮐـﺎﺭ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑﮑﻨﯿـﻢ ؟!
ﺑـﺮﯾـﻢ ؟!
ﻧـﺮﯾـﻢ ؟!
ﭼـﺮﺍﻍ ﺧﺎﻣـﻮﺵ ﺑﺮﯾـﻢ ؟!
ﭘﯿـﺎﺩﻩ ﺷﯿـﻢ ﻫـﻞ ﺑﺪﯾـﻢ ؟!
ﺯﻧـﮓ ﺑﺰﻧﯿـﻢ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺗـﺮﺍﺑـﺮﯼ ؟!
ﻓﺤـﺶ ﺑـﺪﯾـﻢ ؟!
ﺗُـــﻒ ﮐﻨﯿـﻢ ؟!
ﻧﻤﯿـﺸـﻪ ﮐـﺎﺭﯼ ﮐـﺮﺩ ﺧـﻮ !!!
ﺑﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣـﻦ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑﻪ ﺟـﺎﯼ ﺍﯾـﻦ ﺗﺎﺑـﻠﻮ
ﯾـﻪ ﺗﺎﺑﻠـﻮ ﺑـﺬﺍﺭﻥ ﺭﻭﺵ ﺑﻨـﻮﯾﺴـﻦ :
ﺑﯿـﺎ ﻭﻟـﯽ ﺍﮔـﻪ ﮐـﻮﻩ ﺭﯾﺨـﺖ ﺭﻭﺕ ﻭ ﺯﻧـﺪﻩ
ﻣﻮﻧـﺪﯼ ﻧﯿـﺎﯼ ﺯﺭ ﻣﻔـﺖ ﺑـﺰﻧـﯽ!!
:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:04
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ سوﺍﻻﯾﯽ ﮐﻪ وقتی ﺍﺯﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻧﺸﻨیده بگیرم
ﻭ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﻢ ، اینه :
ﺁﺏ ﮐﺘﺮﯼ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ؟ :|
لامصب ﻋﻮﺍﻗﺐ ﺑﻌﺪﯼ ﻧﺎﺟﻮﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ !
ﻗﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﻮﺭﯼ . . .
... ﭼﺎﯼ ﺭﻭ ﺩﻡ ﮐﻨﯽ . . .
ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ ﺭﻧﮓ ﺑﺪﻩ . . .
ﯾﻪ ﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﯼ . . .
ﺍﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻩ ، ﺍﺻﻦ ﻣسیر ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﺩﻡ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﺸﻪ:D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه تو مهمونی سرسفره به باباش میگه:بابا اب بده!باباش میگه:اب تو خونمون زیاده,مرغ بخور خاک تو سرت!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:52
+1
saqar
saqar
در CARLO
· To fall in love.
عاشق شدن
· To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخنديد كه دلتون درد بگيره
· To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينكه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد
· To go for a vacation to some pretty place.
به يه جاي خوشگل بريد براي مسافرت
· To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد
· To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صداي بارش بارون گوش بديد
· To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم كه اومديد بيرون ببينيد حو لتون گرمه !
· To clear your last exam.
آخرين امتحانتون رو پاس كنيد
· To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
يه كسي كه معمولا' زياد نميبينينش ولي دلتون مي خواد ببينيد بهتون تلفن كنه
· To find money in a pant that you haven't used since last year .
توي يه شلواري كه تو سال گذشته ازش استفاده نمي كرديد پول پيدا كنيد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:46
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ