sasan pool
تنها ماندم
با چشمانی آزرده از هجوم تلخ تند باد ها
با چهره ای تکیده از سرمای زندگی
بی عشق ؛
و حتی امید .
تنها ماندم
بی چراغ ، در جاده ی تاریک زندگی ,
بی ماه هم ؛
آسمان دلش نسوخت برای پاهای برهنه
برای جاده ی پر سنگ
برای من ؛
تو
برای عشق دیرینه ی مان
عسل ایرانی
اینجا قلعه تنهایی من است. دیر زمانی است صدای گذر
هیچ پرنده ای سکوت آسمان آن را برهم نزده وهیچ کس
حتی غریبه یا گمشده ای گذارش بدین سرزمین نرسیده.
mitra
یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد..یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد....
mitra
نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش
mitra
در دفتر خاطراتم نوشتم: عشق زیباست... استاد دفتر را
دیدو گفت: این یک رویاست... گفتم استاد تو از عشق چه میدانی،؟ گفت در عالم
عشق عاشق همیشه تنهاست
ali
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صداي خفن.مامان اومده ميگه چيزي شکوندي؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شيشه ي نازک تنهايي دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنين