یافتن پست: #تو

maryam
maryam
دلم گرفته ازآدمایی که میگن دوستت دارم اما معنی شو نمیدونن ازآدمایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تونیستن،از اوناییکه زیر بارون برات میمیرن وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:36
+6
ali rad
ali rad
حوا تو مگر سيب را پوست كندي خوردي

كه دنيا دارد اينگونه پوست ما راميكند!! ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:32
+4
maryam
maryam
قسمتی از وصیت نامه ی حسین پناهی:
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:19
+7
mitra
mitra
اگر بخوای من، منی بشم که تو می گی،
پس دیگه من، من نیستم ...
"خسرو شکیبایی"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:49
+8
فکل مکل
فکل مکل
بخدا گناه دارم تو گروه کل کل دختر پسرا عضو شین!{-31-}{-60-}{-53-} [لینک]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:25
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه.سیب را دزدیدم...
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز....
سال هاست در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما.سیب نداشت؟؟!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:23
+6
reza
reza
ما ز فردا نگرانیم که فردا چه کنیم زیر این بار گرانیم که جان را چه کنیم تو ز من ثانیه هایی که نه از آن من است میخواهی آتشی را که نه در جان من است میخواهی * روزگار ، روز مرا پیش فروشی کرده دل بیدار مرا پیر خموشی کرده هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم ** قصد من نیت آزار نبود جنس من در خور بازار نبود جنسم از خاک و دلم خاکی تر روح من از تو ز من شاکی تر جنسم از رنگ طلا بود و نه از جنس طلا دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا از مسعود فردمنش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:15
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
روابط این روزها طوری شده که ادمها میتونن به همدیگه دست بزنن اما
کسی نمیتونه به موبایلشون دست بزنه!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:12
+4
mehdi
mehdi
فقط خوشگل ها نگاه کنن...........
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این اعتماد به نفست منو کشته!!!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:11
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ