یافتن پست: #حال

saqar
saqar
در CARLO
اين بار كه عاشــق شــدم
دوســـتت دارم رو اصــلأ به زبــون نــميــآرم
قربون صدقه رفتن كه هيــچـي !
نگرانيامــم بـــروز نــميـدم

وقتي حالش خوب نبود باهاش صحبت نميكنم
و آرومش نميكنم،بجاش ميگم برو يه دوش بگير بهتر ميشي..

باهــاش زياد بيرون نميرم
تا اگه جدا شديم خيابوناي شهر عذابم ندن
به چشماش خيره نميشم تا دلم گير چشماش نشم

سعي ميكنم وقتي داره خودشو برام لوس ميكنه
بحثُ عوض كنم تا صداش كه يادم اومد ديوونه نشم

وقتي خواست قسم بخوره كه تنهام نميذاره،
انگشتمو ميذارم رو لبش و ميگم لازم نيست قسم بخوري ،
حرمت خدارو نشكون

خلاصه اصن بهش گير نميدم و پاپيچه كاراش نميشم

انگار ن انگار
من تجربه كردم
تاوان اعتماد به بعضيا يه عمر پشيمونيه......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/24 - 18:20
+7
saman
saman
در CARLO
طرف اسم ایدیش زده جوجو میگم چند سالته میگه ۳۰
حالا خدایی خودتون بگید این جوجو هست یا شترمرغ بالغ !؟
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/24 - 16:40
+5
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
به بعضیا باید گفت:
عزیزم…
از دستت هر کاری بر میومد انجام دادی….
حالا نوبت پاهاته…
گور تو گم کن…!
.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/24 - 12:09
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی ،
امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن ،
به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی ،
امروز با تبسمی شادم کن ،
به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم مینویسی ،
امروز با حرف کوچکی خوشحالم کن من امروز به تو نیاز دارم ، نه فردا...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/24 - 10:58
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو ایـن سریــال ِ میگـــه ِ عشقـــی کــه تو خیــابون بــه وجــود بیـاد تــو همــون خیــابون هــم تمــوم میشـــه،
خُــب منــم میگـــم عشقـــی که تو محضــر ســر بگیـــره، تو همـــون محضـــر هم تمــوم میشـــه دیگـــه، نمیشــــه؟!
حال کردی چه جمله فخیمانه ای گفتم:
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 23:29
+6
reyhan 70
reyhan 70
تا حالا دقت کردین تو کل کل های ایرانی‌ ها،
همیشه همه برای خودشون متاسفند؟
بعععععععععله
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 19:46
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/23 - 19:45]
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 19:44
+5
-4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من به خاک و خاکــستــر خود می رسم سحری
این شـب یــلــدا بگذرد رسد به شیرین سحری
در ایــن ره کـه قـدم نهادم من به خیره سری
به امید ایـــنــکـه روزی از یار رسد به خبری
الهی تو عطا کرده ای به بشر همین کم هنری
می فشارم دستی را که منقش کرد چه زیبا اثری
تو سائل و مسکین و درمــانده حالا را سروری
من غلام و تو پـــادشــه ملکی از سیم و زری
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:59
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اجازه ندادی تو تنهایی دلم
یه بلایی بیارم سردله خل وچلم
نذاشتی حس کنم دریا رو
ساحل و رنگ خوش فردا رو
بشینم یه آسمون گریه کنم
چشمامو جای ابربهارهدیه کنم
من موندم و یه خاطره رنگه تو
بسه برام شنیدنه آهنگه تو
گفتی ببین حال منم خرابه
زندگیم مثه قایقی روی آبه
گفتم حاله منم رفیقه حالته
دیدم یه غمی ته فنجون فالته
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:56
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........

اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............

روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....

حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 18:35
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ