یافتن پست: #حال

ramin
ramin
بدترین حالت زندگی زمانیه که خندت گرفته و باید جدی باشی !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/8 - 18:12
+6
alireza
alireza
ای بابا این بیاتویونی دیگه مثل قبل حال نمیده بایدیه تدبیری پیداکنم
چه کنیم به نظرشماها
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/8 - 14:43
+13
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
یا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید؛شیطان دچار درد شدید در سر میشود

وباز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند....

و با خواندن قرآن،به حالت غش فرو میرود.....

و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود.....

و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید دوباره به این پیام را به دیگران ارسال کنید،شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند....

فریب شیطان را نخور
دیدگاه  •   •   •  1392/04/8 - 00:07
+5
مهسا
مهسا
دقت کردین تا حالا وقتی مهمون میاد خونتون آب کتری میشه دیرپز و حالا حالا هااااا نمیجوشه اما وختی میخوای واسه خودت چای بذاری لامصب هنو زیر گازو روشن نکرده کتری شورو میکنه به قلقل کردن.تازه آبجوش هم سر ریز میشه دستت میسوزه!!
مسئولین رسیدگی کنن خو
{-39-}
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 23:49
+5
ساناز
ساناز
ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ : ﺩﺍﺵ ﻣﺸﺘﯽ
ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ : ﺣﺴﺎﺑﮕﺮ
ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻧﯽ : ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ
ﻗﻤﯽ : ﻣﺬﻫﺒﯽ
ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻧﯽ : ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ
شمالی : ﺯﻳﺒﺎ ، ﺟﺬﺍﺏ ، ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ، ﺑﺎﻣﺮﺍﻡ ،
ﺑﺎﻣﻌﺮﻓﺖ ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ، ﺑﺎﮔﺬﺷﺖ ، ﻟﻮﺗﯽ ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻝ
ﺑﺎﺯ ، ﺑﺎﺣﺎﻝ ،نوع دوست،ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺖ ،ﻫﻤﻪ ﭼﯽ
ﺗﻤﺎﻡ ، ﻫﺮ ﭼﻲ ﺑﮕﻢ ﮐﻢ ﮔﻔﺘﻢ ، ﺍﺻﻼ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﺳﺖ
ﺍﻳﻦ ﺑﺸﺮ، ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﭽﻪ شمالی {-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 19:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
{-21-}{-21-}{-21-}{-21-}{-21-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-55-}{-55-}{-37-}{-37-}{-37-}
9 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:41
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
حالا که دلتنگی داره ، رفیق ِ تنهاییم میشه ، کوچه ها نا رفیق شدن ... حالا که میخوام ، شب و روز ، به همدیگه دروغ بگن ، ساعت ها هم دقیق شدن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:22
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
نزار دوريت بشه عادت . . . ! همين حالا ، يكم ديره . . . ! نگاهت ، طرح لبخندت ، داره از ياد من ميره . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:56
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بار بابام گفت برو چایی بریز



منم گفتم تو نزدیک تری به آشپزخونه. برو بریز بیار بخوریم



پاشد رفت اون سر پذیرایی نشست گفت حالا تو نزدیک تری. برو بریز بیار بخوریم.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر نمیدانست چه راهی را انتخاب کند... پدرش آخرین حرفش را زده بود..... او باید بین ثروت پدر و عشق بی پول خود ، یکی را انتخاب می کرد. او پسر بی پول را انتخاب کرد.... ولی حالا درمانده و خجالت زده راه خانه پدر را درپیش گرفته. پسر او را بدون ثروت پدر نمی خواست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 14:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ