ramin
بدترین حالت زندگی زمانیه که خندت گرفته و باید جدی باشی !
alireza
ای بابا این بیاتویونی دیگه مثل قبل حال نمیده بایدیه تدبیری پیداکنم
چه کنیم به نظرشماها
Mohammad Mahdi
حالا که دلتنگی داره ، رفیق ِ تنهاییم میشه ، کوچه ها نا رفیق شدن ... حالا که میخوام ، شب و روز ، به همدیگه دروغ بگن ، ساعت ها هم دقیق شدن ...
Mohammad Mahdi
نزار دوريت بشه عادت . . . ! همين حالا ، يكم ديره . . . ! نگاهت ، طرح لبخندت ، داره از ياد من ميره . . . !
♥ نگار ♥
یه بار بابام گفت برو چایی بریز
منم گفتم تو نزدیک تری به آشپزخونه. برو بریز بیار بخوریم
پاشد رفت اون سر پذیرایی نشست گفت حالا تو نزدیک تری. برو بریز بیار بخوریم.
♥ نگار ♥
دختر نمیدانست چه راهی را انتخاب کند... پدرش آخرین حرفش را زده بود..... او باید بین ثروت پدر و عشق بی پول خود ، یکی را انتخاب می کرد. او پسر بی پول را انتخاب کرد.... ولی حالا درمانده و خجالت زده راه خانه پدر را درپیش گرفته. پسر او را بدون ثروت پدر نمی خواست