یافتن پست: #حال

sina
sina
مهندس !


گرفتم بعد عمری مدرکی چند
و اینجانب شدم حالا مهندس !

ندانستم که ریزد از چپ و راست
ز پایین و از آن بالا مهندس !

غضنفر گاری اش را هول نمیداد
زنش گفت هول بده یالا مهندس !

تقی هم چونه میزد کنج بازار:
نمی ارزه واسَم والا مهندس !

به مرد قهوه چی میگفت اصغر:
دو تا چاییِ قند پهلو مهندس !

شنیدم کودکی میگفت در دِه
به مردی با چپق، خالو مهندس !

ز جنب دکّه ای بگذشت مردی !
صدا آمد " وَفِرما تو مهندس !"

خلاصه میخورَد خون جماعت
همیشه بدتر از زالو مهندس !

شنیدم با تَشَر میگفت معمار
به آن وردست حمّالش مهندس !

همین مانده که از فردا بگویند
به گوساله و امثالش مهندس !

یِهو یاد سکینه کردم ای داد ...
فدای آن لب و خالش مهندس !

شنیدم که عمل کرده دماغش
خبر داری از احوالش مهندس ؟!

شنیدم بعد تنظیمات بینی
بهش میگن همه خانوم مهندس !


شنیدم بچه زاییده دوباره
بگو هشتا کَمه؟ خانوم مهندس !

سرت رو درد آوردم من مهندس !
سخن از هر دری اومد مهندس !


يكي شيرموز ميخواد با كيك تازه
برو که مشتریت اومد مهندس !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 20:07
+1
Hamid
Hamid
سلام. من Hamid هستم، از اعضای جدید ... :)
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 18:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه می دونست چقدر تنهام به حالم گریه می کرد و
اگه می دونست چقدر به خاطش گریه می کنم هر گز تنهام نمیذاشت
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 17:46
+3
mohamad
mohamad
یاد دارم در غروبی سـرد سـرد
میگذشـت از کوچه ما دوره گـرد
داد مـیزد :کهنه قالی میخـرم
دسته دوم جنس عالی میخـرم
کاسه و ظرف سفـالی میخـرم
... گر نداری،کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید
بغضش شکـست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکـرت ولی این زندگیست ؟!
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید .....؟!؟!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 17:20
+4
afsaneh heidari
afsaneh heidari
خوش بحال مسافرکشان میدان آزادی. چه آزادانه فریاد می زنند آزادی آزادی
<img src=(" title=":((" />(
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 14:20
+3
-1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
چند سال و چند عيد بايد از عمر تو بگذره تا آدم بشي


يک سال از عمرت گذشت، ولي باز تو هموني که بودي
!

فرشته دوست داشتني بهارمبارک
22 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:51
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:40
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:08
+11
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یک جام پر از شراب دستت باشد / تا حال من خراب دستت باشد
این چند هزارمین شب بی خوابیست / ای عشق فقط حساب دستت باشد . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 01:36
+7
ali rad
ali rad
تقویم چه میتواند باشد؟

جز نمایش پوچ اعداد سرخ و سیاه

جز لحظه شماری برای رسیدن به زوال

تا چند باید سفر کردن؟

شنبه های سست را تا جمعه های ملال

هشتمین روز هفته کجاست؟

روز عشق، روز وصال

روز تعبیر خوابهای محال...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 01:36
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ